
پرستو گلستانی در سال 1350 در تهران متولد شد. لیسانس بازیگری و کارگردانی را از دانشگاه آزاد اسلامی گرفت و دوره دو سال و نیم بازیگری را در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما گذراند. بازی در تئاتر را از سال 1365 تجربه کرد و بازی در سینما را از سال 1369 با «مجنون» کاری از «رسول ملاقلی پور» شروع به کار کرد.
* خوشبختی یعنی دل خوش، اعصاب راحت و تن سلامت.
* اهل نوشتن هستم، ولی وبلاگ ندارم. برای دل خودم، توی دفترم مینویسم. فقط گاهی کسانی که بهم نزدیک هستند، میخوانند.
* اهلش نیستم که بخواهم برای خالی کردن دق و دلی کسی را بچزانم، ولی کاری میکنم که طرف بفهمد، مثل بی توجهی یا سکوت.
* تیپ سازی در کار بازیگری بستگی به جایگاه و بسترش دارد. اگر بستر مناسب و شرایط خوب داشته باشد، بد نیست.
* من هر روز تیپ میزنم.
* بزرگترین غافلگیری زندگی ام خیلی خصوصی است، نمیتوانم بگویم.
* به شدت اهل فوتبال هستم طرفدار پرسپولیس بودم که ناامیدم کرد و از دستش غمگینم، تازگی ها از استیل آذین خوشم آمده. فوتبال خارجی رو هم دنبال میکنم و طرفدار صد در صد "مسی" هستم.
*هم اهل خواب و رویا هستم هم اهل بیداری، بیداری یک جورایی خوب است باید همیشه بیدار باشیم. خواب هم خیلی خوب است، بستگی به حال روحیم دارد.
*پانزده سالگی را با تئاتر شروع کردم، بعد به تلویزیون و سینما رفتم، در بیست سالگی مشهور شدم.
*خود شهرت از دردسرهای بزرگ شهرت است، نداشتن آرامش و زندگی شخصی و خصوصی. هنگام بیماری و خستگی باهمه مشکلاتمان باید بخندیم و لبخند بزنیم.

*زیاد پیش آمده که نقشی را دیده ام و دلم خواسته که ایکاش من بازی میکردم.
* گاهی ضامن میشوم، هم ضامن بانکی و هم ضامن زبونی.
*درباره من زیاد شایعه سازی نمیشود، ولی میگویند من بداخلاقم ولی واقعا اینطوری نیستم.
*من پولدار نیستم کاشکی بودم، ماشینم پژو 206 است.
فلافل؛اگر خوب درست شود، خیلی خوشمزه است
ایرانسل؛دردسر
ازدواج موقت؛ای داد و بیداد
اخراجی ها؛حرفی ندارم.
گول زنک:بازیگری
صفا سیتی:بستگی داره کی بهش چطور نگاه کنه، الان با گذشته ها فرق میکنه.
قیصر امین پور:خیلی از شعرهای کودکی ام را به یادم میآره.
دوغ:با کباب خیلی خوشمزه است.
انرژی هسته ای:حق مسلم ماست.
سانسور:خیلی بده
به رنگ ارغوان:واقعاً دوستش داشتم
مزاحم تلفنی:یعنی آدم بیکار
* خبرنگارها، بعضی هایشان واقعا کنه هستند.
* بازیگری شغل من است، شغل دومم کارگردانی تئاتر است و تدریس بازیگری در آموزشگاه اندیشه.
* دغدغه من خوب بودن است، داشتن زندگی سالم و انسان بودن.
* تعداد نقش هایی که تا به حال پذیرفتم، بیشتر از نقش هایی است که نپذیرفتم.
* در نمایش "روی بارانی" هم کارگردانی میکنم و هم بازی، هر روز ساعت هفت در تالار هنر اجرا میشود و تا آخر اردبیهشت هم اجرا داریم.
*اگر نقشی در یک فیلم خارجی پیشنهاد شود، نقش کوچک باشد، اما کار خوبی باشد، با کمال میل میپذیرم.
*بازیگری و کار هنری اصولاً پایان ندارد، فرقی ندارد ادبیات، شعر، سینما و مجسمه سازی و... هیچ کدام آخر ندارد.
*ربطی ندارد که یک هنر پیشه حرفه ای آخرش حتما کارگردان شود.
*یک بازیگر برای پیشرفت کاریش به مطالعه، تحقیق و تجربه احتیاج دارد.

*من تقریبا مطالعه زیاد میکنم.نمایشنامه، رمان روان شناسی، هر دقیقه در حال کتاب خواندن هستم مثل ناتور دشت و گزیده ادبیات نمایشی کودک و نوجوان را تازگی خوانده ام.
*معمولا در انجمن های خیریه شرکت می کنم، گاهی برایشان آشپزی میکنم، با محک ارتباط دارم تا جایی که برسم سعی میکنم، فعالیت های اجتماعی هم داشته باشم.
*سینما ژانر های متفاوتی دارد اما بعضی ژانرها تحت تاثیر سیاست های دنیاست و گاهی مقوله های دیگر مثل اجتماع، ماوراء و معنوی ساخته میشوند چون آدم های مختلفی با نگاه و نقطه نظرهای مختلفی کار میکنند، در ایران هم صدق میکند.
*سینمای ما در بخش معناگرا نوعی پیشرفت کرده، ولی بطور کلی سینمای مردمی یا گیشه پسند، پس رفت کرده است.
*زمانی که بازی کردن را شروع کردم با حالا فرق میکرد. الان همه خانواده ها دوست دارند بچه هایشان بازیگر شوند. من در یک خانواده هنر دوست به دنیا آمده بودم و نوع علاقه ام بخاطر شهرت و معروف شدن نبود. مادرم که خانم بسیار فهمیده ای بود، یکی از مشوقینم بود و از طرف خانواده مشکلی نداشتم.
*نسل ما با نسل بچه های الان خیلی فرق دارد، نگاهی که ما نسبت به چیزهایی که برایش تلاش میکردیم با نگاه جوانان و نوجوانان الان خیلی فرق می کرد.
از بازیگران بیشتر بدانید

آرمیتا مرادی در هفدهم مهر 79 در شمیرانات تهران به دنیا آمد. وی ابتدا در تیزرهای تلویزیونی در سال 82 شروع به کار کرد. بعد از بازی در بیش از 40 تیزر تلویزیونی به تهمینه میلانی برای بازی در فیلم زن زیادی معرفی شد. او در این فیلم با آن که 3 سال بیشتر نداشت نقش یک بچه 5 ساله را به خوبی بازی کرد. او تاکنون در فیلمهای خانه دل (به کارگردانی جهانگیر جهانگیری)، رز سرخ (اسماعیلی)، نیلوفر کبود (سیروس مقدم)، رویا (صادق کرمیار)، اکباتان (سعید اسدی)، تاکسی نارنجی (ابراهیم وحیدزاده)، شعری که زندگی است و ... بازی کرده است. آرمیتا، بتازگی فیلم سینمایی «همه چی رو براهه» را تمام کرده و مشغول بازی در فیلم زمین انسانهاست.
آرمیتا، بازیگری را چطور انتخاب کردی؟
خیلی اتفاقی. اول بازی در فیلمهای تبلیغاتی را شروع کردم و بعد وارد کارهای سینمایی و تلویزیونی شدم. اولین کاری که انجام دادم 2 سال و 6 ماه سن داشتم و حفظ کردن دیالوگها و حس گرفتن برایم سخت بود.
بازیگری به درسهایت لطمه نمیزند؟
نه. وقتی کار ندارم سعی میکنم بیشتر درس بخوانم. البته زمان امتحانات بیشتر به من سخت میگذرد، چون مجبورم تا دیروقت سر کار باشم و زمان دوره کردن درسها برایم کم است. این را هم بگویم من کلاس دوم را جهشی خواندم.
الان سر کدام کار هستی؟
در فیلم زمین انسانها به کارگردانی آقای ابوالحسن داوودی بازی دارم و نقش دختر بهاره رهنما را بازی میکنم. در این فیلم من نقش «ستاره» را بازی میکنم.
کوچکتر که بودی دوست داشتی دندانپزشک بشوی، الان هم به پزشکی علاقه داری؟
الان دوست دارم در کنار درس خواندن بازیگری را هم ادامه بدهم. میخواهم دندانپزشک و بازیگر بشوم و جایزه اسکار را بگیرم.
تلویزیون نگاه میکنی؟
اگر سر صحنه نباشم حتما نگاه میکنم.
به کدام برنامههای کودک بیشتر علاقه داری؟
فیتیله را دوست دارم. برنامه خاله شادونه و خاله نرگس را میبینم و یک روز هم مهمان برنامه عمو پورنگ بودم.
کارتون چطور؟
تام و جری، سیندرلا، پلنگ صورتی، پت و مت و عصر یخی را دوست دارم.
دوست داشتی جای کدام شخصیت کارتونی باشی؟
دوست دارم جای آرمیتا مرادی باشم.
تا حالا شده فیلمی را ببینی و دلت بخواهد جای نقش اول آن فیلم بازی کنی؟
آره خیلی. فیلمهایی که فیلمنامه خوبی دارند و سخت و گریهدار است مثل خواب ستاره دنبالهدار.
از فیلم یک وجب از آسمان بگو.
یک وجب از آسمان دومین فیلم آقای علی وزیریان است و ماجرای نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی همسن و سال خودش در خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی میکند. او آرزو دارد یک وجب آسمان در اختیار داشته باشد. او به آرزویش میرسد ولی کسی حرف او را باور نمیکند. در یک وجب از آسمان من نقش یک دختر فالفروش را بازی میکنم.
دوستان و اقوام چه نظری درباره این فیلم داشتند؟
خیلیها گفتند فیلم یک وجب از آسمان برای نوجوانان فیلم جذابی بوده.
به جز در فیلمهای سینمایی در فیلمهای کوتاه و یا کلیپ بازی کردی؟
بله. در فیلم کوتاه عروسک و استخر با یک کارگردان آمریکایی همکاری داشتم، همینطور در مهر 84 چند کلیپ برای تلویزیون بازی کردم.
در فیلمها و سریالهای مذهبی چطور؟
در بهمن 85 در سریال آیینه از گروه معارف و قرآن بازی کردم و در تیر 86 در تلهفیلم حضور نقش روح را بازی کردم که این نقش یکی از مشکلترین نقشهایی بود که بازی کردم.
این فیلم جایزه بهترین کارگردانی و بازیگری را گرفت. در همین سال فیلم سینمایی مانا را بازی کردم که کاندیدای بهترین بازی کودک در بین کودکان 9 تا 14 ساله شدم. در این فیلم من نقش دختربچهای را بازی کردم که مبتلا به ایدز است و همه از او فرار میکنند.
از میان نقشهایی که تا حالا بازی کردهای به کدام نقش علاقه بیشتری داری؟
به نقشی که در فیلم «ستاره من» به کارگردانی آقای سهیلیزاده بازی کردم بسیار علاقهمندم و این نقش را دوست دارم. داستان این فیلم درباره دختربچهای است به نام ستاره که پدر و مادرش از هم جدا شدهاند و او با مادر خودش (سولماز غنیزاده) زندگی میکند، اما بعد از مدتی مادر ستاره مریض میشود و ستاره مجبور است برای مدتی نزد پدر (کیهان ملکی) و نامادری خود (مرجان محتشم) زندگی کند.
بسیاری از بچههایی که به سینما و بازیگری علاقه دارند، معتقدند که آدم باید شانس داشته باشد تا روزی به تور یک کارگردان بخورد و بازیگر شود. این درست است؟
شانس هم بیتاثیر نیست. ولی استعداد، پشتکار، چهره مناسب و اعتماد به نفس هم لازم است.
از میان کارگردانهایی که تا حالا با آنها کار کردی به کدام کارگردان علاقه بیشتر داری؟
من به همه کارگردانهایی که تا حالا با آنها کار کردم احترام میگذارم و دوستشان دارم. ولی بعضی رابطه خوبی با بچهها برقرار میکنند و این باعث میشود که بچهها کارشان را خوب انجام بدهند. من کارگردانهایی را که به بچهها اهمیت میدهند و به آنها روحیه و انرژی میدهند بیشتر دوست دارم.

دوستان و همکلاسیها و هممدرسهایها درباره بازیات در فیلمها و سریالها چه میگویند؟
همکلاسیهای من دوست دارند سرصحنه بیایند و از نزدیک بازی من را تماشا کنند. همه آنها برخورد خوبی با من دارند. تا حالا کسی باعث اذیت و آزار من نشده.
حس گرفتن سختتر است یا دیالوگ حفظ کردن؟
به نظر من حس گرفتن از حفظ کردن دیالوگ سختتر است. اگر دیالوگ را خوب حفظ کنیم، ولی حس نباشد فایدهای ندارد.
یکی از خاطرهانگیزترین روزهای تصویربرداری؟
در سریال شهر کودکان مدیر مدرسه ما سر صحنه آمد و من خیلی تعجب کردم و بسیار خوشحال شدم از این که مدیر مدرسهام به کارم اهمیت میدهد. همینطور در فیلم آکواریوم به ترکیه رفتم و در فیلم تاکسی نارنجی هم به کیش. در این دو مسافرت خیلی به من خوش گذشت.
بزرگ شدن آرزوی هر کودکی است، دوست داری زودتر بزرگ شوی؟
نه. دوران کودکی زیباتر از دوران بزرگی است. وقتی آدم بزرگ میشود مشکلاتش هم بیشتر میشود. ولی وقتی بچه است مشکلات همه کم است. دوست ندارم زود بزرگ شوم.
شما رنگ و چهره شاد را میپسندید یا قلب پاک را؟
خدا آدمهایی که قلبشان پاک است را دوست دارد. وقتی آدم قلبش پاک باشد از بدیها دور میشود.
گر روزی تو را به عنوان یک داور انتخاب کنند که یک فیلم را ببینی و نظر بدهی به چه چیزهایی توجه میکنی؟
به فیلمنامه، کارگردانی، طراحی صحنه و لباس، بازیگران و حتی به گریم و نورپردازی توجه میکنم.
با بزرگترها فقط در حد یک جمله حرف بزن.
بزرگترها به علاقه کودکان توجه کنید و آنها را درک کنید.
و با کوچکترها ...
بچهها بزرگ فکر کنید و برای رسیدن به هدف تلاش کنید.
از بازیگران بیشتر بدانید

وقتی زلزله آمد نتوانستم تکان بخورم
سیما تیرانداز، کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد است او در نقش پزشک مقابل حمید فرخنژاد در سریال حلقه سبز ساخته ابراهیم حاتمیکیا به چهره روز سریالهای تلویزیونی تبدیل شد.
تیرانداز دوره بازیگری را زیر نظر گلاب آدینه گذرانده. شروع فعالیت سیما تیرانداز از با نمایشهای آموزشی مدرسه هنر و ادبیات بود. او از بازیگرانی است که بین تئاتر، سینما و تلویزیون در رفت و آمد است. با بازی در نقش کوتاهی در فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی به سینما آمد و سپس در فیلم بانو ساخته دیگر همین کارگردان بازی کرد. اما فیلم سایههای هجوم فرصت مناسبی برای هنرنمایی او بود که برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه بهترین بازیگر زن در یازدهمین جشنواره فیلم فجر شد. تیرانداز همچنین جایزه بهترین بازیگر زن را از دهمین جشنواره تئاتر فجر برای نمایش مرگ یزدگرد دریافت کرد. سیما تیرانداز به جز فیلمهای هامون، بانو و سایههای هجوم در فیلمها و سریالهای دیگری همچون جاده عشق، پنجرهای رو به باغچه، بیبی یون، دور باغ گذشت، وکلای جوان، دومین انفجار، باران عشق، حلقه سبز و چهار بهار بازی کرده است. او میگوید: حدود ده سال پیش بود که برای فیلمبرداری یک فیلم مستند به نام [آب،هستی] به شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه سفر کرده بودیم. شب در کمپینگی که اجاره شده بود با یک گروه فیلمبرداری خوابیده بودیم. آن شب زلزله آمد. همه در حال جیغ و فریاد و بدو بدو بودند اما من اصلا نتوانستم تکان بخورم و همینطور دراز کشیده بودم. این قدر این چند ثانیهای که زلزله آمد به نظرم طولانی بود که احساس کردم یک ساعت این حادثه طول کشیده است. این تجربه بسیار عجیبی برایم بود. بعد از آن فکر میکردم چه قدر ما انسانها در مقابل کوچکترین اتفاقی که ممکن است در زندگیمان بیفتد ضعیف هستیم. کنگاور منطقه زلزله خیزی است و مردم آنجا دائما زلزلههای کوچک را تجربه میکنند. این تجربه در مورد زلزلهای که هیچ خرابیای نداشت ولی باعث شده بود من انسان این چنین دچار ضعف شوم بود و از حرکت باز بایستم تاثیر زیادی روی من گذاشت. همیشه هر حادثه و اتفاق ناگوار و غیرقابل کنترلی حتی تصادف و بیماری باعث میشود فکر کنم که چه قدر ما انسانها آدمهای ضعیف و مغروری هستیم و فکر میکنیم که داریم در این جهان کار مهمی انجام میدهیم در حالی که همهمان به مویی بندیم.

کم مانده بود به رودخانه خروشان سقوط کنم
فرهاد مهادیان، متولد سال 1353در تهران و فارغالتحصیل رشته مهندسی معدن از دانشگاه آزاد اسلامی است. او بازیگری را با فیلم سینمایی «آژانس شیشهای» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا آغاز کرد و پس از آن به جمع بازیگران سریالهای تلویزیونی پیوست. مجموعههای «همسفر»، «دختران» و «راز شیوا» از عمده کارهای اوست. مهادیان همچنین فیلمهای سینمایی «راز شب بارانی»، «مردی از جنس بلور»، و فیلم «منفی 18» و.... را در کارنامه خود دارد.
سریال «کلانتر» که هر هفته از شبکه یک سیما پخش میشد، از جدیدترین مجموعههای تلویزیونی است که در آنها ایفای نقش کرده است. این بازیگر حوادث زیادی را از سر گذرانده که تکتکشان برایش مهم است. اما حادثهای در دوران کودکی، هنوز خاطرهاش با او مانده است میگوید: «3 یا 4 ساله بودم که برای عید به همراه خانواده به سفر شمال رفتیم و در جاده چالوس از یکی از کوههای جنب یک باغ بالارفتیم. هنگام برگشتن چون من تجربه نداشتم و نمیدانستم که برای پایین آمدن باید پاهایم را کمی کج کنم تا سر نخورم، با سرعت سرازیری را به سمت پایین آمدم که متاسفانه آن پایین به رودخانه منتهی میشد و من راه بازگشتی نداشتم و مطمئن بودم به رودخانه سقوط میکنم و غرق میشوم.»
مهادیان در ادامه میگوید: «آن رودخانه به رودخانه قاتل معروف است. چون خیلیها درآن غرق شدهاند. همان زمان هم پسری در رودخانه افتاده بود که وقتی پدرش به دنبال او رفته بود او هم غرق شده بود.
به هر حال، چیزی نمانده بود که به رودخانه سقوط کنم. ناگهان پدرم از پشت یک درخت بیرون آمد و من را گرفت. او مثل یک فرشته نجات آن لحظه بر من نازل شد و نجاتم داد.»
فرهاد مهادیان معتقد است اگر پدرش نبود، هیچکس دیگری نمیتوانست در آن لحظه به دادش برسد.
او از یک اتفاق دیگر حرف میزند که موجب شده او و دوستش چند ساعت سر در گم بمانند و از ترس بلرزند. اینطور تعریف میکند: «در مقطع دبستان درس میخواندم. آن وقتها خانهمان در فردیس کرج بود. با یکی از دوستانم دوچرخهسواری میکردیم و در حین دوچرخهسواری با هم گپ میزدیم. یک باره سر از شهریار در آوردیم.
آنوقتها شایع بود این مسیر، مسیر بچه دزدهاست. گفته بودند آن وقت روز بچه دزدها، بچهها را میدزدند. داشتیم فکر میکردیم چطور به کرج برگردیم. اما هر چه فکر کردیم، کمتر نتیجه میگرفتیم خیلی ترسیده بودیم. بخصوص که بعد از یک مدت رکاب زدن، رسیدیم به جادههای خالی و خلوتی که حتی پرنده در آن پر نمیزد.
آن روزها نه شهریار خیلی بزرگ بود و نه فردیس. «فردیس فقط یک فلکه اول و یک فلکه دوم بود. به سختی کسی را پیدا کردیم و با ترس از او آدرس پرسیدیم. خلاصه فردیس را نزدیکیهای غروب پیدا کردیم. اما هرکس نزدیک ما میشد، میترسیدیم ما را بدزدد. خلاصه به خیر گذشت.»
مهادیان ادامه میدهد: «زندگی فرصت تجربههای تلخ و شیرین است. فقط باید کمی حواسمان را جمع کنیم که تجربهها، حادثهساز نشوند.»
چاقو را زیر گلویم گرفت
رزا آرایش، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، متولد 1346 در تهران است. او که در رشته مدیریت بازرگانی تحصیلکرده است، بعد از گذراندن یک دوره 6 ماهه بازیگری در تالار محراب، فعالیت هنری خود را آغاز کرد. نخستین تجربه او بازی در فیلم «مسافر غریب» به کارگردانی یوسف جمادی عرب بود. «شام عروسی»، «آیههای زمینی»، «رای باز»، «جان سخت» و «حرفهای» از دیگر آثار این هنرمند است.
بدترین حادثه زندگی آرایش، اتفاقی است که اسفند سال گذشته در حوالی چهارراه جهان کودک برای او افتاد. او ماجرا را اینگونه توضیح میدهد: «ساعت 10 دقیقه به هفت شب بود. در خیابان الوند داشتم به سمت خانه میرفتم که تیزی یک چاقورا روی گلویم احساس کردم. مردی با یک چاقوی خیلی بزرگ مرا تهدید کرد که تمام داراییام را به او بدهم. کیفم، پالتویم، طلاهایی که به همراه داشتم و گوشی تلفن گرانقیمتی که داشتم گرفت و بعد رهایم کرد. در تمام مدت 2 نفر که همدستش بودند آن طرفتر کشیک میدادند که کسی این ماجراها را نبیند. من بعد از آن توانستم به خانه بروم اما چنان شوکه شده بودم که تا چند شب نتوانستم راحت بخوابم.»
آرایش ادامه میدهد: «نمیدانم این قاپ زنی بود، زورگیری بود یا اسم دیگری داشت. اما هر چه بود اثر بسیار بدی در روحیه من گذاشت و تا مدتها احساس ناامنی میکردم.»
اما از حادثههای خوش زندگی که میپرسم، او پاسخ میدهد: «هر روز خدا آنقدر زیبا و خوب است که باید قدر لحظه لحظهاش را دانست و آن را زندگی کرد. هر روز برای من حادثهای خوش است.»

مینیبوس ما معلقزنان به دره افتاد
رضا ناجی سال 1321 در تبریز به دنیا آمد. او فعالیت هنری خود را سال 1341 با بازی در تئاتر شروع کرد و بعد از آن با وجود علاقه فراوان به هنر و ایفای نقش در تئاتر، مدتها از هنر فاصله گرفت.
ناجی پس از طی دورهای، از طرف مجید مجیدی برای بازی در فیلم «بچههای آسمان» انتخاب شد.
بعد از سالها استعداد او در زمینه بازی دوباره کشف شد و توانست در فیلمهای دیگری چون «تولد یک پروانه»، «باران»، «سوداگر»، «پرندهباز کوچک»، «او»، «باغهای کندلوس»، «بید مجنون»، «یک قدم تا خدا»، «باد در علفزار میپیچد»، «برای آمدنت دعا میکنم» و «سرگیجه» به ایفای نقش بپردازد.
در میان تمام این فیلمها هیچ کدام به اندازه بازی در «آواز گنجشکها» برای ناجی مسرتبخش نبود.
او به واسطه ظاهر شدن در نقش اصلی این فیلم توانست جایزه خرس نقرهای بهترین بازیگر مرد جشنواره برلین را از آن خود کند.
علاوه بر این، جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم دمشق برای بازی در فیلم «آواز گنجشکها»، دیپلم افتخار بهترین بازیگری از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر، پروانه زرین بازیگری از هفدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان و دیپلم افتخار و جایزه ویژه هیات داوران از بیستودومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر از جمله جوایز این بازیگر به شمار میآیند.
اتفاقی که برای رضا ناجی در سال 66 افتاد آنقدر دردناک بود که او را سالها از علاقهاش به هنر و بازیگری دور نگهداشت. قرار بود نمایشنامهای به نام «گروهبان» را جواد افشار در آن سالها کارگردانی کند.
برای اجرای این نمایش در جشن کارگری، افشار و گروهش عازم اصفهان شدند و اجرای موفقیتآمیز آنها باعث شد 7 جایزه این جشنواره را از آن خود کنند.
اما در راه بازگشت که حود ساعت 9 شب بود، اتفاق ناگواری افتاد که برای رضا ناجی خاطره تلخ دوری از هنر را دوباره تکرار کرد.
«در راه بازگشت در جاده زنجان به سمت شهر میانه یکی از چرخهای عقب یک اتوبوس از جا کنده شد و با قدرتی باورنکردنی به مینیبوسی که ما سرنشین آن بودیم، برخورد کرد.
مینیبوس بعد از سه، چهار معلق در دره افتاد. موقع افتادن به دره، در مینیبوس باز شد و من به بیرون پرتاب شدم و ضربه سختی به سرم وارد شد. حدود 3 روز در اغما بودم و بعد از آن وقتی به هوش آمدم، متوجه شدم 7جای بدنم شکسته است.»
بازیگر فیلم «آواز گنجشکها» از احساسش در آن شرایط برایمان میگوید: «وقتی فهمیدم باید 4 سال در خانه بمانم، احساس خیلی بدی داشتم.
در تمام این مدت هیچ نهادی از من حمایت نکرد و این برایم خیلی دردناک بود، چون احساس میکردم فراموش شدهام.
من و همسرم روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم و مجبور شدم برای خرج جراحیام، فرشهای خانه و حتی طلاهای همسرم را بفروشم.
این بزرگترین شکست من در هنر بود، اما بعد از این ماجرا نه تنها علاقهام به هنر کم نشد بلکه روز به روز بیشتر و بیشتر هم شد.»
از بازیگران بیشتر بدانید

عزت ا... انتظامی و عبور از راه آبی ابریشم
عزت ا... انتظامی بازی در فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم»، جدیدترین ساخته «محمد بزرگ نیا» را به پایان رساند.تدوین این فیلم توسط «مصطفی خرقه پوش» در حال انجام می باشد و صداگذاری آن، چندی پیش به طور هم زمان آغاز شده است. پروژه سینمایی «راه آبی ابریشم» با حمایت کامل بنیاد سینمایی فارابی ساخته می شود و نخستین نمایش آن، در جشنواره فیلم فجر امسال خواهد بود. فیلم نامه این اثر را که یکی از فیلم های فاخر سینمای ایران می باشد، محمد بزرگ نیا نوشته است. داستان این فیلم درباره ناخدایی به نام «سلیمان » است که هزار سال پیش، تصمیم می گیرد مال التجاره ارزشمندی را از بندر «سیراف» به چین برساند و این سفر، از خلیج فارس آغاز می شود. به جز عزت ا... انتظامی بازیگران دیگری چون بهرام رادان، داریوش ارجمند، رضا کیانیان، پگاه آهنگرانی، پیام دهکردی، مهدی سیاحی، محسن حسینی، فرشید صمدی پور، هوشنگ قوانلو، محمدعلی قویدل، حمیدرضا میلاد و بازیگرانی از کشورهای چین و تایلند، در این پروژه تاریخی نقش آفرینی می کنند. عزت ا... انتظامی که بازی های ماندگار و درخشانی در فیلم هایی چون «هامون»، «اجاره نشین ها»، «بانو»، «روسری آبی»، «خانه خلوت»، «حاجی واشنگتن»، «خانه ای روی آب» و هم چنین سریال «هزاردستان» از خود ارائه داده است، در جشنواره سال گذشته فجر، با فیلم «چهل سالگی» علیرضا رئیسیان حضور داشت. وضعیت نمایش این فیلم، هنوز مشخص نشده است.

شقایق فراهانی با باغ قرمز می آید
«شقایق فراهانی» تابستان امسال با فیلم «باغ قرمز» میهمان سینماهای کشور می شود. این فیلم که کارگردانی آن را «امیر سماواتی» برعهده داشته است، در جشنواره بیست و هشتم فجر با مشکل سینک صدا به نمایش درآمد. این فیلم هم اکنون پس از دریافت پروانه نمایش، با کیفیت صدا و تصویر مناسب میهمان سالن سینماها می شود. به جز شقایق فراهانی، امین تارخ، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین، بازیگرانی هستند که در این فیلم نقش آفرینی کرده اند. داستان «باغ قرمز» روابط انسانی میان «داوود و مهناز» از جنوبی ترین نقطه شهر و یک پزشک و همسرش، از شمالی ترین نقطه شهر را روایت می کند. شقایق فراهانی که با فیلم «لیلا»ی مهرجویی به عرصه سینما گام نهاد، در فیلم هایی چون «طوطیا»، «پروانه» و «شب های تهران» ایفای نقش داشته است. وی سال گذشته با فیلم «محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی میهمان پرده سینماهای کشور بود. فراهانی علاوه بر تلویزیون در برخی فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی بازی کرده است.

شهره لرستانی و باز هم سینمای کمدی
شهره لرستانی بازی در فیلم سینمایی «یک جیب پرپول، یه گواهینامه»، جدیدترین ساخته قدرت ا... صلح میرزایی را به پایان رساند. مراحل فنی این فیلم به تازگی به پایان رسیده و آماده اکران عمومی است و پس از دریافت پروانه نمایش عمومی، روانه سالن های سینما می شود. نود درصد از بازیگران «زندگی شیرین» که سال گذشته اکران شد، در «یک جیب پرپول، یه گواهینامه» ایفای نقش دارند. این کمدی اجتماعی براساس فیلم نامه ای از «قدرت ا... صلح میرزایی» ، در شهریار، لواسان و تهران، جلوی دوربین رفته است. شهره لرستانی که با بازی در فیلم «لیلی با من است» کمال تبریزی و سریال تلویزیونی «آوای فاخته»، به چهره ای نام آشنا بدل شد، در سال های اخیر بیشتر تمرکز خود را به بازی در فیلم ها و مجموعه های طنز تلویزیونی معطوف کرده است.

مهران رجبی از قهوه خانه بهشت می گوید
مهران رجبی در مجموعه تلویزیونی «قهوه خانه بهشت» به کارگردانی «محمدتقی انصاری» ایفای نقش خواهد کرد. داستان های این سریال را «قاسم انصاری» و «حمیدرضا لوافی» نوشته اند. «قهوه خانه بهشت» در ۲۳ قسمت ساخته می شود و قرار است هر شب از شبکه اول سیما روی آنتن رود. داستان این سریال درباره پیرمردی است که قهوه خانه ای در مرز مهران دارد. او در انتظار بازگشت پسرش از سفر کربلا است.مهران رجبی که در سال های اخیر بیشتر فعالیت خود را به بازی در فیلم های کمدی و طنز و مجموعه های مناسبتی معطوف کرده در فیلم هایی چون «ایستگاه متروک»، «مارمولک» و «زیر نور ماه»، ایفای نقش داشته است. در «قهوه خانه بهشت» به جز مهران رجبی بازیگران دیگری چون عنایت بخشی، سیاوش قاسمی، افشین سنگ چاپ، مرتضی گرامی و کیانوش گرامی حضور خواهند داشت.
از بازیگران بیشتر بدانید
الناز شاکردوست
الناز شاکردوست
بیوگرافی الناز شاکردوست، بازیگر ایرانی
الناز شاکردوست در سال 1363 در یکی از محله های تهران چشم به دنیا گشود. در دوران دبستان عاشق بازیگری شد. الناز شاکردوست کلا انسان عجیبی است. عاشق فوتبال است شبیه بازیگری ! مادر خود را بسیار دوست دارد.
الناز شاکردوست با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد. الناز شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.

عکس های جدید الناز شاکردوست
جدیدترین عکس های الناز شاکردوست
الناز شاکردوست بازیگر ایرانی
عجیب ترین نکته در زندگی الناز شاکردوست دوست صمیمی اوست. بله دوست صمیمی او گوهر خیر اندیش است که حداقل 30 سال از او بزرگتر است. الناز شاکردوست به طور اتفاقی وارد سینما شد. به گفته کیومرث پوراحمد وقتی دنبال یک بازیگر حدودا 20 ساله میگشته که الناز رو دیده و از بازی وی که در ان موقع در تئاتر بازی می کرده خوشش امده و او را در فیلم گل یخ به عنوان بازیگر نقش اول بازی داده است.
عکس های الناز شاکردوست و برادرش
بازی های مختلف و نقش های مختلف که از الناز شاکردوست دیدیم او را یک بازیگر باهوش و با استعداد معرفی کرده است. بازی های متفاوت نظیر یک دختر پولدار در عروس فراری ... یک دختر شل و ول در مجردها(واقعا فوق العاده بود).. یک دختر نسل سومی در چه کسی امیر را کشت (بازی او در این فیلم عالی بود..بسیار بهتر از نیکی کریمی . مهناز افشار و...) و بازی بسیار زیبای الناز شاکردوست در فیلم بی وفا (به عنوان یک دختر پایین خیابونی که عمرا هیچ بازیگری نمی توانست این نقش را به این خوبی بازی کند). در این سه سال و تا سن 22 سالگی بازی در 11 فیلم یک آمار فوق العاده برای یک بازیگر است. منتقدین بسیاری از همان اول از بازی الناز شاکردوست تعریف کرده اند. حتی هنرمندانی مانند مرحوم منوچهر نوذری از بازی وی تعریف کرده اند.
الناز شاکردوست
عکس های الناز شاکردوست و خواهرش

الناز شاکردوست
تصاویر الناز شاکردوست
فیلمشناسی
فیلم های سینمایی الناز شاکردوست
| سال | نام فیلم | سمت | کارگردان | اکران |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | اسب سفید پادشاه | بازیگر | محمد حسین لطیفی | ۱۳۹۴ |
| ۱۳۹۳ | مبارک | بازیگر | محمدرضا نجفی | |
| ۱۳۹۳ | تابو | بازیگر | خسرو معصومی | ۱۳۹۴ |
| ۱۳۹۲ | آتیش بازی | بازیگر | بهمن گودرزی | - |
| ۱۳۹۱ | رسوایی | بازیگر | مسعود دهنمکی | اسفند ۱۳۹۱ |
| ۱۳۹۰ | تو و من | بازیگر | محمد بانکی | شهریور ۱۳۹۱ |
| ۱۳۸۹ | بوی گندم | بازیگر، طراح | محمدرضا خاکی | - |
| ۱۳۸۸ | نقطه بیبازگشت | بازیگر | سیروس رنجبر | ۱۳۹۰ |
| ۱۳۸۸ | سلام بر عشق | بازیگر | اصغر نعیمی | اسفند ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۸ | شرط اول | بازیگر | مسعود اطیابی | - |
| ۱۳۸۸ | ناسپاس | بازیگر | حسن هدایت | مرداد ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۸ | چراغ قرمز | بازیگر | علی غفاری | آبان ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۸ | فاصله | بازیگر | کامران قدکچیان | شهریور ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۷ | پوسته | بازیگر | مصطفی آل احمد | ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۷ | حرکت اول | بازیگر | فرهاد نجفی | پاییز ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۷ | دل خون | بازیگر | محمدرضا رحمانی | مرداد ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۷ | دو خواهر | بازیگر | محمد بانکی | شهریور ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۷ | کارناوال مرگ | بازیگر | حبیبالله کاسهساز | شهریور ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۷ | کیش و مات | بازیگر | جمشید حیدری | مرداد ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۷ | از ما بهترون | بازیگر | مهرداد فرید | شهریور ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۶ | باد در علفزار میپیچد | بازیگر | خسرو معصومی | پاییز ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۶ | در میان ابرها | بازیگر | سیدروحالله حجازی | اردیبهشت ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۶ | مجنون لیلی | بازیگر | قاسم جعفری | فروردین ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۵ | بی وفا | بازیگر | اصغر نعیمی | آذر ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۵ | اتوبوس شب | بازیگر | کیومرث پوراحمد | ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۵ | خدا نزدیک است | بازیگر | علی وزیریان | مهر ۱۳۸۶ |
| ۱۳۸۵ | قاعده بازی | بازیگر | احمدرضا معتمدی | ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ |
| ۱۳۸۵ | ارابه مرگ | بازیگر | رضا اعظمیان | - |
| ۱۳۸۴ | چند میگیری گریه کنی | بازیگر | شاهد احمدلو | اردیبهشت ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۴ | چه کسی امیر را کشت | بازیگر | مهدی کرم پور | آبان ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۴ | قتل آنلاین | بازیگر | مسعود آب پرور | مهر ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۳ | عروس فراری | بازیگر | بهرام کاظمی | آبان ۱۳۸۴ |
| ۱۳۸۳ | مجردها | بازیگر | اصغر هاشمی | اسفند ۱۳۸۳ |
| ۱۳۸۳ | گل یخ | بازیگر | کیومرث پوراحمد | اسفند ۱۳۸۳ |
| ۱۳۸۲ | اینجا... آخر دنیا | بازیگر | شراره یوسفی نیا/ابراهیم بخشی |
شبکه نمایش خانگی
| سال | مجموعه | سمت | کارگردان | موسسه | توضیحات و سال پخش |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۸۹ | قلب یخی | بازیگر | محمدحسین لطیفی | تصویر دنیای هنر | ۱۳۸۹ |
| ۱۳۹۱ | رالی ایرانی | بازیگر | آرش معیریان | فرهنگی هنری قرن جدید | نخستین فیلم مسابقه ایران - ۱۳۹۲ |
جشنوارهها و جوایز الناز شاکردوست
| سال | نتیجه | نام جایزه | رده | برای فیلم |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۸۶ | کاندید | سیمرغ بلورین | بهترین بازیگر نقش اول زن | باد در علفزار میپیچد |
| ۱۳۸۵ | کاندید | تندیس زرین جشن خانه سینما | بازیگر نقش مکمل زن | چه کسی امیر را کشت |
| ۱۳۸۴ | کاندید | تندیس زرین جشن خانه سینما | بازیگر نقش مکمل زن | مجردها |
| ۱۳۸۷ | تندیس زرین جشن خانه سینما | بازیگر نقش مکمل زن | در میان ابرها | |
| ۱۳۹۴ | لوح تقدیر وجایزه جشنواره فیلم سان فرانسیسکو آمریکا | بهترین بازیگر زن جشنواره | فیلم تابو |
گردآوری: بخش سرگرمی بیتوته
از بازیگران بیشتر بدانید