خندوانه برنامهای تلویزیونی به کارگردانی رامبد جوان است
خندوانه
ژانر : کمدی، مصاحبه
نویسنده : سجاد افشاریان
کارگردان : محمدفواد صفاریانپور
خلاق کارگردان : رامبد جوان
مجری : رامبد جوان
بازیگران : نیما شعبان نژاد جناب خان
موسیقی متن : حبیب بدیری
آهنگساز : سجاد افشاریان
کشور سازنده : ایران
زبانها : فارسی
تهیهکننده : جواد فرحانی
تدوینکننده : مهدی قنبری
فیلمبرداری : فرهاد جابری یزدی
دوربین : بهرنگ دزفولیزاده
مدت : ۷۰ دقیقه
پخش کننده: شبکه اصلی شبکه نسیم
اولین نمایش در :۲۱ خرداد ۱۳۹۳
برنامه خندوانه برنامهای برای جا انداختنِ بیشترِ خنده در ایران است
خندوانه برنامهای تلویزیونی به کارگردانی رامبد جوان است که از ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ در شبکه نسیم شروع به فعالیت کرده است. موضوع برنامه هر شب متفاوت است اما مضمون اصلیِ آن خنده است، و در اصل برنامهای برای جا انداختنِ بیشترِ خنده در ایران است. این برنامه از هنرمندانِ محبوب و معروفِ دیگری نیز بیبهره نمانده است. و هفتهای چند شب یک استند آپ کمدین به برنامه میآید، همچنین میهمانان دیگری نیز دارند و این افراد، افراد موفقِ جامعهٔ ایرانی هستند. این برنامه به برترین لبخند تندیس بهیادماندنی برنامه را تقدیم خواهد کرد، در این برنامه میهمانان باید پنج ثانیه به دوربین خیره بمانند و لبخند بزنند.
هر شب در برنامه آهنگ برنامه را همگی با صدای بلند میخوانند. خواننده و آهنگساز این آهنگ حبیب بدیری است. این برنامه یکی از پربینندهترین برنامههای ماه رمضان ۱۳۹۳ معرفی شد.
سری اول این برنامه در ۳ آبان ۱۳۹۳ با نقش آفرینی رامبد جوان در نقش جد بزرگ و حضور عوامل سریال خانه سبز پایان یافت و سری دوم آن از ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ با دکور جدید به روی آنتن رفت.
خندوانه هر شب ۱۰۰ تماشاچی از کسانی که با خندوانه تماس گرفتهاند را به صورت رایگان در خود جای میدهد.
در سری اول برنامه نیما شعبان نژاد در نقش کاراکترهای مختلف همچون آقای کجوکی و .. به ایفای نقش پرداخت. در سری دوم عروسک جناب خان نیز اضافه شد.
ایده اولیه
ایده اجرای برنامه خندوانه یک بار در سال ۸۳ توسط رامبد جوان به شبکه ۲ سیما داده شده بود ولی بخاطر تأمین نشدن بودجه و مسائل این چنینی ساخت آن به تعویق افتاد. از دو هزار مقالهای که دربارهٔ خندیدن و خنده در جهان تألیف و نوشته شده بود تقریباً ۹۰۰ مورد استخراج و بن مایه علمی برنامه خندوانه شد و بارزترین بخش این مقالات توجه به اثرات حیرت انگیز خنده در انسانها بود.
سری دوم برنامه خندوانه از ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ به روی آنتن رفت
محتوای برنامه
این برنامه از تماشاگرانی تشکیل شده که با تست خنده و از میان صدها هزار متقاضی به برنامه وارد شدند و در طول برنامه لبخند به لب دارند و به آنها هیئت داوران خندوانه گفته میشود. برنامه با مقدمهٔ رامبد جوان شروع میشود و پس از آن او و حضار تیتراژ شاد برنامه را میخوانند. بعد، مهمان برنامه را همراه با تشویق به داخل دعوت میکنند. ابتدا گفتگویی با دو نفر از دوستان و همکاران وی نشان داده میشود. گفتگو با مهمان شروع میشود که با شوخی و خنده همراه است. در پایان از مهمان برنامه خواسته میشود که پنج ثانیه به سمت دوربین لبخند بزند و هیئت داوران خندوانه در برنامهٔ پایانی هر هفته بهترین لبخند را گزینش میکنند. در طی برنامه نیما شعبان نژاد کارهای خندهدار انجام میدهد.
از بخشهای دیگر برنامه میتوان به استندآپ کمدی، مسابقه، میان برنامه (مصاحبه با مردم داخل تهران، استانهای ایران، خارج از کشور، میان برنامه (انیمیشن) و ... نام برد.
ساعت پخش
خندوانه هر شب ساعت ۲۲:۰۰ پخش می شد. اما با فرا رسیدن ماه رمضان ۱۳۹۴، به خاطر پخش پایتخت ۴ در همان ساعت، زمان برنامه به ۱۹:۳۰ تغییر پیداکرد. البته این برنامه در ساعت های ۲۴، ۷ صبح، ۱۱ صبح و ۱۶ بعد از ظهر بازپخش می شود.
رامبد جوان طراح، کارگردان و مجری برنامه خندوانه
عوامل
* رامبد جوان (طراح، کارگردان و مجری)
* جواد فرحانی (تهیهکننده)
* فرهاد جابری یزدی(عکاس)
* سجاد افشاریان (نویسنده، میان برنامه)
* محمد بحرانی (صداپیشه جناب خان)
* بهرام عظیمی (ایده پرداز، ساخت تیتراژ و انیمیشن)
* حبیب بدیری (موسیقی متن)
* بزرگمهر حسینپور (ایده پرداز)
* ابوالفضل صباغ (گزارشگر لندن)
* بهروز بقایی (گزارشگر استانها)
* نیما شعبان نژاد (بازیگر)
* جناب خان (بازیگر)
* دانیال (بازیگر)

کمدینها
* مهران غفوریان
* سروش صحت
* علیرضا خمسه
* رضا شفیعیجم
* امیرحسین رستمی
* بیژن بنفشهخواه
* علیرضا مسعودی
* امیر کربلاییزاده
* محمدرضا علیمردانی
* شقایق دهقان
* سیدجواد رضویان
* الیکا عبدالرزاقی
* بهنوش بختیاری
* نصرالله رادش
* اکبر عبدی
برنامه خندوانه یکی از پربینندهترین برنامههای صدا و سیما در ماه رمضان سال ۹۳ شناخته شد
بازخوردها
نقدها
روزنامه وطن امروز عنوان سرگردوانه، خلأخنده یا هویت؟! چاپ کرد که در آن به شدت از محتوا و فرم برنامه انتقاد کرد. علت اصلی انتقاد حضور معصومه ابتکار در برنامه خندوانه بود.
شهرام شکیبا (شاعر و نویسنده) در خصوص این برنامه بیان داشت: نمیدانم چه اتفاقی افتاده است که دارند ما را سوق میدهند به سمت خندیدن بیشعور و به ما آموزش میدهند، بیایید در تلویزیون و ما برای شما دلقک بازی در میآوریم و ۱۰ ثانیه همه شماها الکی بخندید. به ما یاد میدهند که خندیدن یک کار غریزی است و هیچ ربطی به تفکر ندارد در حالی که با خود این فرهنگ، اگر بر پایه غریزهها قرار است ما برنامه بسازیم، میتوان اشکال دیگری را نیز بسازیم و در خارج از کشور نیز این کار را میکنند کاملاً هم بر اساس غریزه است.
روزنامه رسالت در یادداشتی نوشت: سبک خاص آقای رامبد جوان در تکرار این جمله که «ما خیلی با حالیم»، در نگاه مخاطب نوعی، سبُک و جلف به نظر میرسد؛ آن قدر جلف و سبک که حتی مکرراً جلف بودن برنامه از سوی کمدینهای دعوت شده توسط خود برنامه نیز گوشزد شده است.
«خندوانه» زمان و مسائل زمان را خوب میشناسد و متناسب با اهداف جمهوری اسلامی کار میکند
استقبالها
این برنامه از روزهای ابتدایی پخش خود بینندههای زیادی داشت و با استقبال کمنظیری همراه شد. این برنامه یکی از پربینندهترین برنامههای صدا و سیما در ماه رمضان سال ۹۳ شناخته شد. در جلسهٔ نقد و بررسی خندوانه که در ۱۰ شهریور ۹۳ برگزار شد نظرات مثبتی از سوی کارشناسان وجود داشت که در زیر آورده شده:
عزتالله ضرغامی برنامه خندوانه را یکی از پدیدههای رسانهای دانست که توانست گستره وسیعی از مخاطبان با طیفهای مختلف را زیر یک چتر جمع کند. ضرغامی هوشمندی در طرح موضوعات مناسب، انتخاب میهمان و اجرای حرفهای، مفرح و مودبانه رامبد جوان را از جمله دلایل موفقیت این برنامه دانست.
جلال مقامی: برنامه «خندوانه» رامبد جوان خیلی جذاب است.
علی درستکار: رامبد جوان پیامبر شادی است.
محمدرضا زائری: میخواهم پیامی را به شما بدهم که وقتی تیمی برنده میشود، بزرگان نظام به بازیکنان آن پیام را میدهند: «از اینکه دل مردم ایران را شاد کردید متشکرم». کاری که باعث شود، دل مردم در این شرایط اقتصادی و فرهنگی شاد شود، ارزشمند است. تصور غلط وجود دارد و آن اینکه دین فضای گریه است در حالی که خدا آفرین میگوید کسی را عامل شادی مردم است و قاعده این است که خنده ارزش دارد.
محمدرضا شهیدیفرد: میتوانم استدلال کنم که هیچ رقیبی برای این برنامه وجود ندارد. برنامه خندوانه بزرگترین و موفقترین برنامه در ماهها یا سالهای اخیر است. به نظرم در تاریخ ایران پیدا نمیکنید که یک برنامه در ماه اول پربیننده شود؛ آن هم در شبکهای که تازه تأسیس شده است. مقامات و افراد قبول کردند در برنامه «خندوانه» از ته دل بخندند و این عجیب است. بخشی از موضوع این برنامه سبک زندگی است که موضوع اساسی کشور ماست. «خندوانه» زمان و مسائل زمان را خوب میشناسد و متناسب با اهداف جمهوری اسلامی کار میکند. ما یک کلمه نابجا در این برنامه نمیشنویم در حالی که در برنامههای کمدی، زبان فارسی زیر سؤال میرود و از اصطلاحات نادرست استفاده میشود.
رامبد جوان: ما هر چه بلدیم را داریم خرج میکنیم و در طول مسیر هم صاحب تجربه میشویم. اکنون با تمام قوا کار میکنیم و میدانیم مسیر آینده باید تغییر کند.
برنامه خندوانه از روزهای ابتدایی پخش خود بینندههای زیادی داشت
گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته
منبع:wikipedia.org
از بازیگران بیشتر بدانید
ریما رامینفر زاده ۱۳۴۹ در تهران است
نام اصلی : ریما رامینفر
زمینه فعالیت : بازیگر
تولد : ۱۳۴۹ تهران
ملیت : ایرانی
سالهای فعالیت : ۱۳۷۶ تاکنون
همسر(ها) : امیر جعفری
فرزندان : ۱ پسر (آیین جعفری)
ریما رامینفر زاده ۱۳۴۹ در تهران، دارای کارشناسی ارشد در کارگردانی تئاتر میباشد. رامینفر کار در تئاتر را در سال ۱۳۷۶ با نمایش «شب بخیر مادر» آغاز نمود و در سال ۱۳۷۹ با بازی در فیلم سینمایی «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» پا به عرصه سینما نهاد. وی همسر امیر جعفری بازیگر سینما و تلویزیون میباشد.
شروع کار ریما رامینفر
ریما رامین فر از سال ۱۳۷۱ در رشته تئاتر وارد دانشگاه شد. اولین کار حرفهایاش، نمایش «شب به خیر مادر» نوشته مارشا نورمن و به کارگردانی حامد محمدطاهر بود که در سال ۷۵ در تئاتر شهر به روی صحنه آمد. و از همان سال به بعد به صورت پیاپی یا در تئاتر بازی کرد یا کارگردانی کرد یا نمایشنامه نویسی. از جمله کارهایش از زمستان، ۶۶ رقص کاغذ پارهها، پس تا فردا، دل سگ، یک دقیقه سکوت، همان همیشگی و زمزمه مردگان را میتوان نام برد.
از ابتدای جوانی دوست داشت در یک رشته هنری مثل تئاتر یا تلویزیون یا دانشکده صدا و سیما فعالیت کند.
ریما رامین فر در سال ۶۷ دیپلم گرفت و در همان سال در رشته گرافیک قبول شد و بعد از یک سال تصمیم گرفت که به اروپا برود و آنجا ادامه تحصیل بدهد. سه الی چهار سال در آلمان بود حتی وارد دانشگاه شد ولی بعد به دلایلی برگشت. وقتی برگشت زیاد وقت نداشت. مهلت ثبت نام در آزمون دولتی گذشته بود فقط ده روز داشت به امتحان دانشگاه آزاد که وقتی در آلمان بود خانواده اش برایش ثبت نام کرده بودند. در رشته نمایش قبول شد. همزمان با ورود به دانشگاه درگیر کار تئاتر شد.
این انگیزه دراو به وجود آمد که نمایشنامه بنویسد. اولین نمایشنامه که نوشت نمایشنامه «پس تا فردا» بود که این نمایش در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و جایزه سوم نمایشنامه نویسی را گرفت البته در این نمایشنامه خودش هم بازی میکرد. در سال ۸۰ در یک دقیقه سکوت بازی کرد و جایزه دوم بازیگری جشنواره تئاتر فجر را گرفت و در نمایش زمزمه مردگان هم جایزه اول بازیگری جشنواره تئاتر فجر را کسب کرد. ریما رامین فر در سریال بدون شرح نویسنده بود و در سریال من یک مستاجرم به بازیگری پرداخت. همچنین در قسمتهایی از مجموعه کمربندها را ببندیم هم بازی کرد .
ریما رامین فر دارای مدرک کارشناسی ارشد در کارگردانی تئاتر میباشد
سریال پایتخت اوج کار ریما رامینفر
شاید بتوان گفت عاملی که باعث جلوه و درخشش کار ریما رامینفر شد حضور وی در جلو دوربین سیروس مقدم و همکاری با عوامل سریال پایتخت است. هم بازی شدن وی با محسن تنابنده بسیار در ذهنها ماندگار شد. بازی در نقشی به نام هما که همسر یک فرد گچ کار است و حوادث پیش روی آنها یک سیر دراماتیک در بیننده اغوا کرد که این اوج هنر ایشان را در ارائه حس بازیگری میرساند.
فیلم هایی که ریما رامین فر در آنها به ایفای نقش پرداخته است
سینمایی
* نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ (۱۳۸۰)
* رفیق بد (۱۳۸۶)
* یه حبه قند (۱۳۸۹)
* سیزده (۱۳۹۱)
تلویزیونی
* من یک مستاجرم (پریسا بخت آور، ۱۳۸۲)
* پایتخت (سیروس مقدم، ۱۳۹۰)
* چک برگشتی (سیروس مقدم، ۱۳۹۱)
* پایتخت۲ (سیروس مقدم، ۱۳۹۲)
* پایتخت۳ (سیروس مقدم، ۱۳۹۳)
* پایتخت ۴ (سیروس مقدم، ۱۳۹۴)
تئاتر
* اینجا کجاست (شیوا مسعودی،۱۳۹۲)
* رومولوس کبیر (نادر برهان مرند، ۱۳۸۸)
* غریبهای در خانه (دل آرا نوشین، ۱۳۸۸)
* کابوسهای پیرود بازنشسته خائن ترسو (نادر برهان مرند، ۱۳۸۷)
* شب بخیر مادر (محمد یعقوبی، ۱۳۷۶)
* مرگ دستفروش (نادر برهانی مرند، ۱۳۸۵)
* زمزمه مردگان (سیامک احصائی، ۱۳۸۱)
* می رم روزنامه بخرم (رحیم نوروزی، ۱۳۸۱)
* همان همیشگی (رامینفر، ۱۳۸۰)
* دل سگ (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
* یک دقیقه سکوت (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
* پس تا فردا (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
* رقص کاغذ پارهها (محمد یعقوبی، ۱۳۷۸)
* زمستان ۶۶ (محمد یعقوبی، ۱۳۷۷)
ریما رامین فر بازیگر سینمت،تلویزیون و تئاتر است
مصاحبه جالب و خواندنی با ریما رامینفر
ریما رامین فر متولد پنجم فروردین 1349 تهران است و یکی از چهرههای دوست داشتنی و شناخته شده برای علاقمندان سریالهای تلویزیونی به شمار می رود. این بازیگر در کنار همسر هنرمندش "امیر جعفری" به ایفای نقش در بسیاری از سریالها و فیلمهای تلویزیونی و سینمایی پرداخته و آنچه که به وضوح میتوان از سخنان این بازیگر احساس کرد عشق و علاقه ای است که به زندگی مشترک و به خصوص پسرش آیین دارد.
به چه شهرهایی سفر کرده اید و کدامیک از شهرهای ایران را بیشتر دوست دارید؟
باید بگویم به همه شهرهای ایران سفر کرده ام؛ اصفهان، کرمان،گیلان، تبریز و... به خاطر فیلم "یه حبه قند" به یزد رفتم و به نظرم آمد که تا به حال آن همه مردم مهمان نواز را یک جا ندیده بودم.
شما به شهرهای شمالی زیاد سفر کرده اید، بیشتر از انجا برایمان بگویید
مردم شمال را خیلی دوست دارم و باید بگویم که تنوع غذایی مردم شمال کشور به مراتب بیشتر از دیگر نقاط کشور است.البته عاشق رستورانهای گیلان هستم.
خاطرهای که از گفتن آن لذت می برید را تعریف کنید
بیشتر خاطرات من به دوران کودکی ام با مادربزرگم برمیگردد و یادم نمی رود سفره ای که او می چید به خصوص در ماه مبارک رمضان بسیار زیبا و دوست داشتنی بود و عبادت خالصانه ای که در او دیدم در هیچ فرد دیگری پیدا نکردم و یکی از خاطرات من به همین دوران برمی گردد.
از کودکی همین قدر خوش برخورد و گرم بودید؟
من بسیار خجالتی و غیرقابل تحمل بودم (خنده) و همه سعی داشتند که مرا اجتماعی کنند! یک تولد برای من گرفتند و مجبورم کردند به داخل جمع بیایم و شمع های روی کیک را فوت کنم. البته این کار برای من خیلی سنگین بود. البته در دوران کودکی پدرم دوست داشت پیانو بزنم، ولی نشد؛ چون خیلی استعداد نداشتم اما علاقه ام به موسیقی همچنان ادامه دارد.
ریما رامین فر بازیگر سریال پایتخت
چه تصوراتی از گذشته و کارهای خود دارید که با گذشت زمان و کسب تجربه، آنها را اصلاح کردید؟
چیز خاصی در زندگی من نبوده که با گذشت زمان عوض شود. تنها خجالتی بودن من تغییر کرده.
الآن چطور؟ هنوز نوع نگاه دیگران برای شما مهم است؟
خیر. به این نتیجه رسیدم که باید به فکر آرامش و آسودگی خودم باشم و برعکس دوران کودکی برایم مهم نیست که مردم راجع به من چه فکری می کنند.
چه شد که این آدم خجالتی تصمیم گرفت بازیگر شود؟
از دبیرستان تصمیم گرفتم آینده خود را تغییر دهم. به سینماخیلی علاقه داشتم ولی به بازیگری نه. در کلاسهای دانشگاه با استاد سمندریان کار کردم که اول احساس می کردم نمی توانم ولی با گذشت زمان دیدم که بازیگری یک علم است و وقتی آن را بیاموزید، میتوانید به راحتی فعالیت کنید.
این تصمیم به چه سالی بر می گردد؟
سال 1371 وارد دانشگاه شدم و به دنبال آن چند سالی را هم در خارج از کشور (آلمان) زندگی کردم.
از مطالعه و کتابهای مورد علاقه خودتان برای ما بگویید
کتاب خاصی را به یاد نمی آورم،ولی خواندن رمان را بسیار دوست دارم و تا قبل از به دنیا آمدن پسرم همه نوع کتاب، مجله، روزنامه و داستان کوتاه را می خواندم و علاقه خاصی به ادبیات آمریکایی لاتین، شمالی و اروپایی دارم و نویسندگانی چون سلنجر، یوسا، مارکز و کوندرا را بسیار دوست دارم.
تصاویر ریما رامین فر
چه صحبتی با هواداران خود دارید؟
متنی از سخنان "دولت آبادی" خواندم که می گفت زندگی ما در روزمرههای زندگی جذابیت پیدا می کند و در لحظه زندگی کردن خیلی مهم است. معتقدم حتی خوردن یک بستنی با همه اعضای خانواده میتواند حال ما را عوض کند.
توصیه میکنم قدر لحظات با هم بودن را بدانیم البته بستنی خوردن یک مثال است؛ ورزش و یا هر کار دیگری که انسان را به آرامش برساند از نظر من کار سودمندی است.
ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری
ریما رامین فر و پسرش
گردآوی:بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
wikipedia.org
pcparsi.com
از بازیگران بیشتر بدانید
رامید جوان
رامبد جوان تبریزی
زمینه فعالیت : تلویزیون، سینما و تئاتر
تولد :۱ دی ۱۳۵۰ (۴۳ سال) شهرآرا، تهران
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر، کارگردان و مجری
سالهای فعالیت : از ۱۳۷۳ تا کنون
همسر(ها) : سحر دولتشاهی (سابق) ، نگار جواهریان (فعلی)
رامبد جوان (زاده ۱ دی ۱۳۵۰ تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، کارگردان و مجری تلویزیون است.
بیوگرافی رامبد جوان
رامبد جوان در اول دی ماه سال ۱۳۵۰ از خانوادهای سنتی در تهران با اصالت آذری زاده شد. روند شروع به کار هنری او به ترتیب در تئاتر، تلویزیون و سینما بوده است. او در یازده فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداختهاست. وی در یک قسمت از مجموعه تلویزیونی پرطرفدار همسران نقش کوتاهی داشت و همین باعث حضور پررنگ وی در مجموعه تلویزیونی خانه سبز در نقش «فرید صباحی» شد. نقشهایی که جوان در سینما و تلویزیون ایفا میکند بیشتر جنبه طنز دارد. رامبد جوان در ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ با سحر دولتشاهی ازدواج کرد و در ۱۳۹۳ از وی جدا شد.
کارگردانی رامبد جوان
رامبد جوان کارگردانی چهار مجموعه تلویزیونی به نامهای گمگشته و نشانی و مسافران و توطئه فامیلی را به عهده داشتهاست که مجموعه نشانی ایام نوروز ۸۷ از شبکه دو سیما پخش شد. مجموعه گمگشته به نویسندگی سید سعید رحمانی و علیرضا کاظمی پور نیز در ماه رمضان سال ۱۳۸۰ از سیما پخش شد که با استقبال تماشاگران مواجه شد.
در سینما نیز اسپاگتی در هشت دقیقه را در کارنامه خود دارد که جایزه بهترین کارگردانی دوره بیستم جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را در سال ۱۳۸۴ از آن خود کرد.
او در جشنواره ۲۹ فجر به عنوان کارگردان در فیلم ورود آقایان ممنوع شرکت داشت و توسط همین فیلم در زمان اکران فروشی بالغ بر ۶ میلیارد تومان بر جای گذاشت و فیلم پر مخاطب شبهای رمضان ۹۰ بود. همچنان رامبد جوان در ۳۱ امین جشنواره فجر، سیمرغ بهترین بازیگر مکمل نقش مرد از فیلم گناهکاران را دریافت کرد.
رامبد جوان زاده ۱ دی ۱۳۵۰ تهران است
گپ شیرین و خواندنی با رامبد جوان
رامبـد جــوان، بازیگر تلویزیون و سینما و مجری شوهای تلویزیونی زیادی است. اما همچنان خیلیها او را به نام «فرید» خانه سبز میشناسند. آن وقتها به قول خودش لاغرتر بود و البته بیشتر این طرف و آن طرف میپرید.
این تابستان او برنامه «خندوانه» را روی آنتن دارد. آدمها را میآورد روی صندلی مینشاند و از آنها سوالهای جورواجور میپرسد. سعی کردیم به روش خودش از او سوال کنیم. هرچند تازه از خواب بیدار شده بود و بعضی وقتها هم از روی دوست کنار دستیاش تقلب میکرد.
خودتان را تعریف کنید؟
رامبد جوان. باتلاش. در این لحظه گرسنه و این اواخر تنبل در ورزش کردن.
حسی که به اسم فامیل خود دارید؟
خوب است.
دوستش دارید؟
بعضی وقتها شبیه شوخی میشود. ولی آدم باید با آن کنار بیاید.
جوان کیست؟
جوان یعنی کسی که میتواند بجود.
جدا؟ یا اصطلاح شخصی شماست؟
کاملا واقعی است. یعنی کسی که دندان دارد و میتواند بجود.
بنابراین تا کی میخواهید جوان بمانید؟
هستم حالا. تا هستم قرار است جوان باشم.
چه شد بازیگر شدید؟
دلیلش این بود که دکتر نشدم.
بازی یا اجرا؟
در واقعیت با هم متفاوت هستند.
کدام را بیشتر دوست دارید؟
بستگی به پروژه دارد. هر دوره یکی را دوست دارم.
اولین باری که بازی کردید؟
ذهنم رفت به سمت دوران نوزادی. وقتی با شست پایم بازی میکردم.
منظورم نقش جدی به عنوان بازیگر حرفهای بودن.
نمی دانم. نمیدانم کدام را بگویم. نوع دیگر. خانه سبز.
خنده؟
اوه. چه سوال سختی (میخندد)، میشود بعدا برگردیم به این سوال؟
رامبد جوان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، کارگردان و مجری تلویزیون است
بله. شاید هم نه. میشود بدون قرار گرفتن در یک موقعیت خندهدار هم آدمها را به خنده واداشت؟
باید جادوگر باشی.
خنده عصبی؟
دلیل این است که مغز دستور میدهد برای مقابله با فشار عصبی، بدن چنین عکسالعملی از خود نشان دهد. برای تخلیه فشار عصبی.
خودتان تجربهاش را داشتید؟
شاید. بله. یک خنده کوتاه در حد «هههه» دو ثانیه.
این که میگویند کمدینها افسردهاند؟
قاعده کلی نیست.
شما خودتان افسردهاید؟
بله.
این که میگویند دنیا را سخت نگیر؟
بعضی وقتها برای رخ دادن یک اتفاق خیلی تلاش میکنیم در صورتی که جهان دارد به سمتی میگردد که آن اتفاق نیفتد. اصلا به نفع ماست که رخ ندهد.
به خنده درمانی هم اعتقاد دارید؟
بله.
شده تا به حال اشک کسی را در بیاورید؟
بله. در موقعیتهای مختلف.
وقتی «خانه سبز» را میشنوید چه خاطراتی برایتان زنده میشود؟
یاد خیلی چیزها میافتم. مرحوم شکیبایی. تکتک بازیگران و کارگردان و عوامل. یاد لوکیشن خانه سبز.
بازی در نقش جوان سریال برایتان سختتر بود یا پیر؟
هیچ کدام سخت نبود ولی نقش جد بزرگ را بیشتر دوست داشتم.
با رامبد آن زمان چقدر فرق کردهاید؟
خیلی. پخته ترشدم. چاقتر شدم. کچلتر… نه، کممو شدم.
از آنچه گذشت راضی هستید؟
بله. معلوم است راضیام.
نویسندهها مثل کاراکتر شما در سریال مسافران آنقدر صاف و سادهاند؟ یا مثلا شارلاتان؟
نویسندهها شارلاتانهای سادهای هستند که… اصلا این سوال را ول کن…
بوده نقشی که به شخصیت خودتان نزدیک باشد؟
نمی دانم. یک مقدار نقش فرید در همین سریال مسافران.
رامبد جوان در یازده فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداختهاست
در کمدی ایران زوج هنری داریم؟
بله. مهران مدیری و سیامک انصاری.
اگر فضاییها بیایند حاضرید با آنها بروید؟
بله.
پیچیدهترین خصوصیت ایرانیها؟
اینکه خودمان نیستیم.
چرا دروغ میگوییم؟
چون تنبل و ترسو هستیم.
ما دروغگو هستیم؟
نه این واقعیت ندارد. قاعده کلی نیست، ولی خوب یکی از خصوصیات اجتماعی منفی برخی از ماست.
کسی را میشناسید که دروغ نگوید؟
آره بابا.
دوست داشتید شهروند چطور شهری بودید؟
تهران تمیز با آب و هوا و محیط زیست پاک. پر از پرنده و حیوانات باحال. ساختمانهای کوتاهتر و باغهای بزرگتر. گرما و ماشین کمتر.
از کدام بازیگر بیشتر یاد گرفتید؟
خسرو شکیبایی.
کت جادویی؟
یک کت زشت با پارچه رومبلی. برای فصل گرما خیلی هم ضخیم.
نقش خودتان در آن فیلم؟
تجربه جذابی بود ولی کلی ایراد داشتم. لطیفی هم الان خیلی پختهتر از آن زمان شده است.
اصلا تلویزیون بهتر است یا سینما؟
هردو خیلی خوب هستند.
این که مردم میگویند هرکس میآید تلویزیون چاق میشود؟
نمیدانم به تلویزیون چه ربطی دارد. احتمالا غذای تلویزیون چربتر است.
پشتصحنه زندگی شما آشفته است؟
فراز و نشیبهایی دارد که از آن استقبال میکنم.
اگر پایتان به دنیای بازیگری باز نمیشد، چه کاره میشدید؟
موزیسین. اگر موزیسین نمیشدم، جراح زیبایی میشدم. اگر جراح زیبایی نمیشدم بوکسور میشدم. اگر بوکسور نمیشدم، قهرمان شطرنج. اگر همه اینها نمیشدم حتما یک چوپان میشدم.
نقشهایی که رامبد جوان در سینما و تلویزیون ایفا میکند بیشتر جنبه طنز دارد
اگر یک پروانه روی شانهتان بنشیند؟
برایش آواز میخوانم.
تجربه کردن ناشناختهها؟
خیلی خوب است. به سراغ ناشناختهها میروم.
شده از حاشیهای که برایتان درست کردهاند، عصبانی شوید؟
بله. ولی خیلی زود به اعصابم مسلط میشوم.
چرا مسائل خصوصی ستارهها آنقدر برای مردم مهم است؟
همه جای دنیا همین است. مردم از کشف زاویههای پنهان و موضوعات خاله زنکی لذت میبرند.
دوست داشتید هالیوود بودید. الان یک خانه بزرگ و یک هواپیما داشتید؟
بله دوست داشتم. به شرط این که تهران هم بود.
معمولا دوست دارید تعطیلات خودتان را چگونه بگذرانید؟
با یک عالمه تفریح و خواب و خوراک کافی.
هیچ وقت از کار خسته شدید؟
بله.
تعطیل میکنید کار را؟
اگر شرایط تولید اجازه دهد، بله. البته آدم حرفهای باشد حتما یاد گرفته با خستگیاش چطور کنار بیاید.
جایگاه مردم در زندگی شما چیست؟
خیلی مهم هستند.
نمیترسید که یک روز برای مردم زندگی کنید نه خودتان؟
همین حالا هم وقتی دارم یک پروژه را میسازم که مخاطبانش مردم هستند یعنی دارم بخش عمدهای از عمرم را برای آنها زندگی میکنم.
تفاوت زندگی خصوصی و زندگی کاری یک هنرمند؟
به نظرم نباید زیاد فرق داشته باشد.
دوست دارید در آینده از زندگی شما فیلم بسازند؟
بله. بدم نمیآید.
هنرپیشهاش؟
نمیدانم. کارگردان خودش تصمیم بگیرد.
آخرش چه میشود؟
آخرش یک جور دیگر شروع میشود.
متوجه نشدم؟
یعنی آخر زندگی یک آغاز دیگر است.
رامبد جوان در جشنواره فجر، سیمرغ بهترین بازیگر مکمل نقش مرد از فیلم گناهکاران را دریافت کرد
کارنامه ی هنری رامبد جوان
سینما
| سال | نام فیلم | سمت | کارگردان | اکران | توضیحات |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۲ | آزادی مشروط | بازیگر | حسین مهکام | سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر | - |
| ۱۳۹۲ | آذر، شهدخت، پرویز و دیگران | بازیگر | بهروز افخمی | - | - |
| ۱۳۹۱ | نیکان و بچه غول | بازیگر | رحمان رضایی | - | - |
| ۱۳۹۱ | گناهکاران | بازیگر | فرامرز قریبیان | - | سیمرغ بهترین بازیگر مکمل نقش مرد در ۳۱مین جشنواره بینالمللی فیلم فجر |
| ۱۳۹۰ | آزمایشگاه | بازیگر | حمید امجد | - | - |
| ۱۳۸۹ | دختر شاه پریون | بازیگر | کامران قدکچیان | - | - |
| ۱۳۸۹ | دیو و دلبر | بازیگر | وحید نیکخواهآزاد | - | - |
| ۱۳۸۸–۱۳۸۹ | ورود آقایان ممنوع | کارگردان | رامبد جوان | - | - |
| ۱۳۸۸ | پسر آدم، دختر حوا | بازیگر، کارگردان | رامبد جوان | - | - |
| ۱۳۸۷ | شبی در تهران | بازیگر | بهرام کاظمی | - | - |
| ۱۳۸۶ | جعبه موسیقی | بازیگر | فرزاد مؤتمن | - | - |
| ۱۳۸۵ | زن بدلی | بازیگر | مهرداد میر فلاح | - | - |
| ۱۳۸۵ | سوغات فرنگ | بازیگر | کامران قدکچیان | - | - |
| ۱۳۸۵ | نسل جادویی | بازیگر | ایرج کریمی | - | - |
| ۱۳۸۳ | اسپاگتی در هشت دقیقه | بازیگر، کارگردان | رامبد جوان | - | - |
| ۱۳۸۳ | مکس | بازیگر | سامان مقدم | - | - |
| ۱۳۸۲ | صورتی | بازیگر | فریدون جیرانی | - | - |
| ۱۳۷۹ | سیندرلا | بازیگر | بیژن بیرنگ، مسعود رسام | - | - |
| ۱۳۷۸ | مومیایی ۳ | بازیگر | محمدرضا هنرمند | - | - |
| ۱۳۷۶ | کمکم کن | بازیگر | رسول ملاقلیپور | - | - |
| ۱۳۷۶ | پشت دیوار شب | بازیگر | - | - | - |
تلویزیون
| سال | نام مجموعه | سمت | کارگردان | شبکه | پخش |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳–۱۳۹۴ | خندوانه | کارگردان-مجری | رامبد جوان | نسیم | ۱۳۹۳–۱۳۹۴ |
| ۱۳۹۲ | کلاهقرمزی ۹۲ | بازیگر مهمان | ایرج طهماسب | ۲ | ۱۳۹۲ |
| ۱۳۹۱ | گپ | کارگردان - مجری | رامبد جوان | آی فیلم | ۱۳۹۱ |
| ۱۳۹۰ | ساختمان پزشکان | بازیگر مهمان (سه قسمت) | سروش صحت | ۳ | ۱۳۹۰ |
| ۱۳۸۹ | توطئه فامیلی | کارگردان | رامبد جوان | ۱ | ۱۳۹۰ |
| ۱۳۸۸ | مسافران | بازیگر، کارگردان | رامبد جوان | ۳ | ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۶ | نشانی | بازیگر، کارگردان | رامبد جوان | ۲ | نوروز ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۱ | باغ بلور | بازیگر، کارگردان | رامبد جوان | - | این مجموعه نمایش داده نشد |
| ۱۳۸۰ | گمگشته | کارگردان | رامبد جوان | ۳ | رمضان |
| ۱۳۷۹ | ولایت عشق | بازیگر | مهدی فخیمزاده | ۱ | - |
| ۱۳۷۷ | کت جادویی | بازیگر | محمدحسین لطیفی | ۳ | - |
| ۱۳۷۷ | هتل | بازیگر مهمان | مرضیه برومند | - | - |
| ۱۳۷۶ | تولدی دیگر | نویسنده فیلمنامه اولیه | داریوش فرهنگ | - | - |
| ۱۳۷۶ | در همین حوالی | نویسنده | - | - | - |
| ۱۳۷۶ | سرزمین سبز | بازیگر | بیژن بیرنگ، مسعود رسام | - | - |
| ۱۳۷۵ | خانه سبز | بازیگر | بیژن بیرنگ، مسعود رسام | - | - |
| ۱۳۷۴–۱۳۷۵ | نوعی دیگر | بازیگر | بهروز بقایی | - | - |
| ۱۳۷۴ | فروشگاه | بازیگر | احمد بهبهانی | - | - |
| ۱۳۷۴ | همسران | بازیگر | بیژن بیرنگ، مسعود رسام | - | - |
| ۱۳۷۴ | نوروز ۷۴ | بازیگر | - | - | - |
| ۱۳۷۳ | صرفه جویی آب | بازیگر | - | - | - |
شبکه نمایش خانگی
| سال | نام مجموعه | سمت | کارگردان | پخش |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۰ | شام ایرانی | بازیگر | بیژن بیرنگ | ۱۳۹۰ |
| ۱۳۹۳ | کوچه مروارید | بازیگر | سعید سالار زهی | ۱۳۹۳ |
جوایز
گردآوی:بخش سرگمی بیتوته
منابع:
wikipedia.org
biographyha.com
از بازیگران بیشتر بدانید
بهاره کیان افشار بازیگر زن ایرانی که با سریال کلاه پهلوی که اولین کار بازیگری او بود چهره شد. او در سال ۱۳۸۲ همزمان با آغاز فیلمبرداری کلاه پهلوی کار بازیگری خود را آغاز کرد.بهار کیان افشار در ۲ فیلم سینمایی دیگر نیز در سال های ۹۰ و ۹۱ بازی کرده است.
فیلم های سینمایی بهاره کیان افشار
۱۳۹۰ : فیلم گناهکاران (کارگردان: فرامرز قریبیان)
۱۳۹۱ : «هیچ کجا هیچکس» (کارگردان: ابراهیم شیبانی)
بهاره کیان افشار بازیگر زن ایرانی که با سریال کلاه پهلوی چهره شد
فیلم های تلویزیونی بهاره کیان افشار
۱۳۹۱ : مجموعه تلویزیونی کلاه پهلوی (سید ضیاءالدین دری)
۱۳۹۴:سریال گاهی به پشت سر نگاه کن سال
گزینه بازیگری نقش اول فیلم جنجالی «لاله»
همزمان با روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۹۱، از سوی تولیدکنندگان فیلم سینمایی جنجالی «لاله» (درباره لاله صدیق، قهرمان اتومبیلرانی ایران) اعلام شد که سرانجام بهاره کیانافشار برای ایفای نقش اول این فیلم انتخاب شده است. ولی، چندی بعد در بعضی رسانهها اعلام شد که به دلیل عدم آشنایی کامل این بازیگر با زبان انگلیسی این انتخاب منتفی شده است. آنجلینا جولی، جسیکا آلبا و مهناز افشار نیز از گزینههای قبلی ایفای این نقش بودند. سرانجام، سارا امیری به عنوان بازیگر نقش اول فیلم «لاله» انتخاب شد.
ترانه سرایی
بهاره کیانافشار ترانه سرایی قطعه «تو هستی»، با صدای بهرام رادان، را انجام داده است. نماهنگ این قطعه در سال ۱۳۹۲ منتشر شد.
بهاره کیان افشار بازیگر سریال کلاه پهلوی
قسمتی از گفتگو با بهاره کیان افشار
در فیلمهای «گناهکاران» و «هیچکجا، هیچکس» هم در نقش خاکستری بازی کردید. به ایفای نقشهای خاکستری علاقه دارید؟
این نقشها را از میان پیشنهادهای موجود انتخاب کردهام. در وجود همه آدمها خیر و شر توامان وجود دارد؛ در وجود برخی خیر بیشتر و در وجود برخی دیگر شر بیشتری وجود دارد بنابراین معتقدم همه آدمها شخصیت خاکستری دارند.
از آنجا که معمولا شخصیت خانمها در فیلمنامهها مثبت یا منفی صرف ترسیم میشود، با انتخابهای محدود برای بازی مواجه نیستید؟
چرا، متاسفانه یکی از معضلات بزرگ سینمای ایران، کمبود فیلمنامه خوب است. در اغلب این فیلمنامهها شخصیتپردازی مطالعهشده، محدود به3-2 شخصیت اصلی است و نویسندهها در مورد پردازش بقیه شخصیتها دقت چندانی به خرج نمیدهند. این نوع نقشها فقط در حکم کاتالیزور عمل میکنند.
محکم بودن رابطه شما با پدرتان چقدر باعث موفقیت کاری و شخصیتان شده است؟
خیلی تاثیر دارد و من موفقیت زندگیام را مدیون والدینم هستم. البته ابتدا با فعالیت من در حرفه بازیگری مخالفت میکردند اما به مرور زمان، خوشبختانه نظرشان تغییر کرد و اکنون مشتاقانه کارهایم را دنبال میکنند. دلگرم بودن به خانواده و حمایت آنها از فرزندانشان مانع از بروز خیلی از خطاها در زندگی جوانها میشود.
در سینمای ایران، برای موفقیت به جز توانایی، به شانس هم نیاز است؟
شاید! من همیشه برای رسیدن به هدفم تلاش میکنم. مسیر و جایگاه هر بازیگر، به نگاه خودش و تلاشی که براى نشان دادن تواناییهایش انجام میدهد، بستگی دارد. اگر فعل خواستن صرف شود، میتوان به هر موفقیتی دست پیدا کرد. برای ثبت هر مرحله از موفقیت و رشد و پویایى در این حرفه، در هر مرتبه بازیگری باید با پشتکار دائم خواست و تلاش کرد. یک خطا و اشتباه میتواند همه زحمات را به هدر دهد و این بسیار سخت و پیچیده است. من همیشه میخواهم یک بازیگر خوب و مطرح بمانم.
بهاره کیان افشار بازیگر زن ایرانی
زیبایی ظاهری برای یک بازیگر چقدرمورد نیاز است؟
دقیق نمیدانم اما ظاهر یکی از ابزارهای کار بازیگر است و تا حد زیادى تعیین میکند که در چه نقشهایى بازی کند. زیبایی، نسبی است و نمیتواند به بازیگر کمک کند بهتر بشود.
مثلا یک بازیگر نهچندان زیبا هم میتواند در شغلش موفق باشد؟
اگر بازی خوب و درستی انجام دهد، صددرصد. زیبایی و زشتی نسبی است. چهره هر بازیگر ابزار کارش برای معرفی یک شخصیت است. هر چهره ویژگیهایی دارد. ترکیب کلی چهره، شمایلی است که هر کس بهعنوان بازیگر میتواند در نقش مورد نظر آن را براى بازى و ایفاى یک شخصیت، درست نشان بدهد.
به نظر شما زیبایی چهره باید طبیعی باشد یا میتوان برای رسیدن به زیبایی بیشتر جراحی زیبایی انجام داد؟
زیبایی باید طبیعی باشد. اصلا زیبایى به هر نسبتى در طبیعت وجود دارد. از نظر من زیباترین ترکیب هر چهره، همان ترکیبی است که خداوند آفریده است.
چند درصد از زیبایی چهره بازیگران زن سینمای ایران طبیعی است؟
دقیقا نمیدانم!
شما به عملهای زیبایی اعتقاد دارید؟
بهنظرم به خود هر شخص مربوط است که برای چهرهاش چه تصمیمی میگیرد. من علاقه دارم بازیگران را با چهره طبیعی ببینم اما متاسفانه چون توجه به چهرههای زیبا بیشتر است، برخی بازیگران برای رسیدن به زیبایی بیشتر، ممکن است سراغ عملهای زیبایی بروند. اگر عمل زیبایى برای رفع نقایص و عیبهای چهره باشد، نه بهصورتی که خیلی جلب نظر کند، خوب است.
آیا ممکن است شما در آینده در شرایطی قرار بگیرید که جراحی زیبایی انجام بدهید؟
بله، ممکن است ولى امیدوارم تحت چنین شرایطی قرار نگیرم.
با افزایش سن هم تمایلی به این کار پیدا نخواهید کرد؟
گاهی ایرادى در صورت وجود دارد که رفعش میتواند به تعادل چهره کمک کند و این یک نیاز است.
در 50 سالگی هم چنین عقیدهای خواهید داشت؟
آن موقع از زاویه دید یک خانم 50 ساله به این قضیه نگاه میکنم و تصمیم میگیرم.
شبیه بودن چهره یک بازیگر با بازیگران دیگر، حسن است یا یک عیب؟
نه حسن است و نه عیب. ممکن است آدم شبیه بازیگر محبوبی باشد و این بد نیست. به هر حال این اتفاقی است که دست خود افراد نیست.
بهاره کیان افشار بازیگر فیلم گناهکاران
برای شغل دوم چه برنامههایی دارید؟
بازیگری شغل اولم نیست ولی از آن لذت میبرم.
بنابراین گرفتن دستمزد بازیگری برایتان مهم نیست؟
گرفتن دستمزد برای هر کسی مهم است اما هیچوقت ملاکم در بازیگری پول درآوردن نبوده است. سالهاست که در زمینه دکوراسیون و تبلیغات فعالیت میکنم. در عین حال، بودن در اجتماع و داشتن شغل دیگر به بازیگر در کارش کمک میکند چون باعث میشود با آدمهای بیشتری در ارتباط باشد. شناخت بیشتر افراد جامعه هم تجربههای بازیگر را بیشتر میکند و میتواند آنها را براى اجراى نقشهاى مختلف به کار گیرد.
چقدر در کارهای خیرخواهانه مشارکت دارید؟
قبل از بازیگر شدنم، عضو موسسه خیریه بهنام دهشپور بودم و چند سالی هم است فرم اهدای عضو را پرکردهام. حضور بازیگران در این نوع کارها میتواند در جامعه الگوسازی خوبی باشد. برخی از همکارانم نگران هستند که حضور در این نوع فعالیتها، ریا و تظاهر تلقی شود اما من معتقدم شرکت بازیگران در این فعالیتها بهعنوان مبلغان رفتارهاى شایسته و انسانى، یک وظیفه است.
برای تغذیه و ورزش با متخصص مشورت میکنید؟
برحسب نیاز، هر آدمی باید بیشترین آگاهی را از بدن خودش داشته باشد. با توجه به رشد آگاهی، با مطالعه میتوانیم نیازهای درست تغذیهای بدنمان را بشناسیم. معمولا مادران پیگیر تغذیه و برنامه غذایی فرزندانشان هستند و مادر من هم در این زمینه نقش مهمی دارند. من همیشه به اندازه میخورم و به ورزش یوگا هم میپردازم و یوگا تمرکزم را زیاد کرده است.
حرف آخر؟
به کسانى که در شهرهاى شلوغ زندگى میکنند، توصیه میکنم برای رسیدن به آرامش شخصی تمرین و تلاش کنند. بیشتر ما در شهرهای پر ازدحام، پرترافیک و دود و پر از اتفاق زندگی میکنیم. حالا که به هر دلیلی زندگی در این کلانشهرها را انتخاب کردهایم، تنها کسی که میتواند در به آرامش رسیدن کمکمان کند، خودمان هستیم. جامعه سالم به آدمهای سالم نیاز دارد.
بهاره کیان افشار بازیگر فیلم هیچ کجا هیچکس
تصاویر بهاره کیان افشار
عکس های بهاره کیان افشار
تصاویر جدید بهاره کیان افشار
عکس های جدید بهاره کیان افشار
بهاره کیان افشار
بهاره کیان افشار بازیگر گاهی به پشت سر نگاه کن
گردآوی:بخش سرگرمی بیتوته
منبع:
amazing.ir
salamatiran.ir
از بازیگران بیشتر بدانید
احمد مهرانفر
زمینه فعالیت : بازیگر
تولد : ۱۰ خرداد ۱۳۵۴ برزک کاشان
ملیت : ایرانی
سالهای فعالیت : ۱۳۷۹ تاکنون
مدرک تحصیلی : کارشناسی بازیگری و کارشناسی ارشد کارگردانی را از دانشکده هنرهای
احمد مهرانفر
زندگی هنری احمد مهرانفر
احمد مهرانفر (زاده ۱۰ خرداد ۱۳۵۴) بازیگر ایرانی است. مهرانفر از سال ۱۳۷۸ اجرای حرفهای تئاتر را آغاز و در کنار بازیگرانی مانند پرویز پرستویی، پانتهآ بهرام، امیر جعفری، مهتاب نصیرپور و حبیب رضایی اجرای نقشهای تئاتری را تجربه کردهاست.
احمد مهرانفر برای اولین بار در فیلم «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰» در سینمای ایران ظاهر شد و پس از آن در فیلمهای «اقلیما»، «حقیقت گمشده»، «دربارهٔ الی...»، «کلبه» و «آتشبس» و تئاترهایی همچون «همه چیز دربارهٔ آقای ف»، «فنز»، «قهوه تلخ»، «شکلک» «۱۷ دی کجا بودی؟» و... به ایفای نقش پرداختهاست. او نویسندگی و کارگردانی نمایش «ادیپ افغانی» را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کردهاست. احمد مهرانفر در چند مجموعه تلویزیونی، از جمله مجموعه سریالهای پایتخت ۱ و ۲ و ۳ و ۴ در نقش «ارسطو» حضور در تلویزیون را تجربه کرده است.
گفتگو با احمد مهرانفر
احمد مهرانفر جزو خاصترین بازیگران سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. خاص نه به خاطر بازیهایش، خاص به خاطر ویژگیهای اخلاقی خودش که در بسیاری از موارد با همکارانش متفاوت است. در او خبری از ادا و اصول نیست. او فارغ از شوها، جلب توجه کردنها و بازیگری جز روی صحنه که در بین عوام هم رایج شده، خودش است. خودی که خیلی دوست دارد آن را پنهان کند. بدترین چیز برای او این است که مخاطبان آثارش به جای باور شخصیتی که آن را جان داده، خود احمد مهرانفر را ببینند. برای همین است که با گریم و لباس شخصیتها، فقط به زبان آنها صحبت میکند و هیچوقت حین ضبط یک مجموعه با لباس و ویژگیهای کاراکترش حاضر به مصاحبه نمیشود و ترجیح میدهد پایان کار، وقتی خودِ خودش است درباره «ارسطوها و خنجریها و دایی اسدلیها» حرف بزند.
کارش را از تئاتر آغاز کرده و به قول خودش در تئاتر جان کنده تا توانسته به مرور ایفاگر نقشهای کوتاه و به مرور صاحب نقشهای اصلی در سینما و تلویزیون باشد. خیلی جاها شنیده فلانی بازیگر تئاتر است، چرا به عرصه تصویر آمده است؟ شنیده و ناراحت شده اما مقاومت کرده و ادامه داده تا به او اعتماد کردهاند و به اینجا رسیده است.
مهرانفر میگوید روزگاری شر و شور بوده و دیگران را هم سرگرم میکرده است اما حالا مدتی است در سکوت به سر میبرد و به سختی خندهاش میگیرد.
*تلقی شخصی من در سالهایی که پشت صحنه سریالها به ویژه «پایتخت» شما را میدیدم اینگونه بود که چندان علاقهای به دیده شدن و جلب توجه ندارید، حتی کمتر مصاحبه میکنید. چطور احمد مهرانفر با این ویژگیها سراغ بازیگری آمد و نقشهایی مثل ارسطو، پنجعلی یا دایی اسدلی را بازی کرد که زمین تا آسمان با او فرق میکنند؟
- خیلی از آدمها از نوجوانی به بازیگری علاقه پیدا میکنند. از ابتدا چیزی وجود دارد، مثل تابلویی که روی دیوار نصب شده و دوستش دارید اما وقتی وارد آن تابلو میشوید میبینید چقدر جزئیات دارد و همه چیز آن را نمیتوانید کشف کنید. بازیگری هم همینطوری است. من از ابتدا به بازیگری علاقه شدم و هرچه بیشتر وارد آن شدم، احساس کردم دنیای بزرگی است که هیچوقت تمامی ندارد و به انتها نمیرسد.
یک جور بازیگوشی در بازیگری است که دوستش دارم. من بهترین لحظات زندگیام را روی صحنه و جلوی دوربین داشتهام. لحظاتی که به راستی از خودم و همه چیز جدا میشوم. یک جاهایی واقعا خندهام میگیرد. من در زندگی واقعی خنده رو نیستم اما در «شاهگوش» یا «پایتخت» یک جاهایی واقعا خندهام میگیرد و نمیتوانم خودم را کنترل کنم. در صورتی که در زندگی واقعی چندان چیز خندهداری نمیبینم. سریالهای مثلا طنزی که آدمها خیلی جاها به آنها میخندند مرا نمیخنداند.
مصاحبه با احمد مهرانفر بازیگر سریال پایتخت
*پس در بازیگری کاملا از خودتان فاصله میگیرید و ویژگیهایی از آنِ شما میشوند که خودتان را با آنها نمیشناسید؟
- بله. بیشتر قرار گرفتن در یک موقعیت و شکل گرفتن یک لحظه واقعی مرا به خنده میاندازد. اینکه هیچ چیزی وجود ندارد و شما بی آلایش و پاک در یک موقعیت قرار میگیری، آن را زندگی میکنی و بدون آنکه به چیز دیگری فکر کنی خندهات میگیرد. من خودم خیلی وقتها به آدمها حسادت میکنم، آنهایی که خیلی راحت میخندند. چون من خودم اینطوری نیستم. اما گاهی جلوی دوربین که رفتهام گرچه خودم نمیخواستم اما خندهدار به نظر میرسیدم.
کودکی و بازیگوشی را که در بازیگری هست به صورت ناخودآگاه دوست دارم. حالا دیگر به جایی رسیدهام که فکر میکنم به جز بازیگری کار دیگری نمیتوانم بکنم و اصلا دوست ندارم کاردیگری انجام بدهم. واقعا کار دیگری از دست من برنمیآید و تواناییاش را ندارم. من وارد بازیگری شدم، جلو آمدم، درسش را خواندم، تمرین کردم و جلوتر میآیم اما همچنان چیزی که مرا جذب کند وجود دارد. آن کودکی و بازیگوشی... اینکه میتوانم با کارم آدمها را جدا از اینکه سرگرم کنم، به فکر فرو ببرم، برایم مهم است. خیلی به این قضیه فکر میکنم که وقتی نقشی بازی میکنم حرفی هم برای گفتن داشته باشم. رسیدن به مرحلهای که آدمها نگاهت میکنند و اینجا میتوانی حرفهای خودت را هم بزنی، به شکلی کودکانه یا مانیفستوار.
اینها جذابیتهای بازیگری است. ضمن اینکه انسان در بازیگری به یک خودشناسی میرسد. یک جور کشف خود و درونیات خود. بعضی وقتها که به صورت ناخودآگاه کار میکنی، لحظاتی کشف میشود که تو را به این فکر فرو میبرد که چرا؟ من در بازیگری این خودشناسی را دوست دارم. به روانشناسی هم علاقه زیادی دارم. اینکه وقتهایی ناخودآگاه درگیر موقعیتی میشوم و مدام روی مساله روانشناسی فکر میکنم، خیلی برایم جالب و جذاب است.
برای همین علیرغم کارهای طنزی که داشتهام، دوست داشتم کارهای جدی هم انجام بدهم. چون فکر میکنم در این زمینهها هم حرفی برای گفتن دارم. چون در این کارها میشود حرفهای جدیتر زد و دوست دارم در این نوع تجربه بازیگری هم خودم را محک بزنم. جدا از این مساله در عرصه بازیگری یک قضیه شهرتی نیز وجود دارد که آدم را قلقلک میدهد. خود من هم زمانی معروف شدن را دوست داشتم اما اکنون دیگر این قضیه برایم مهم نیست و حتی وقتی میبینم مرا میشناسند ناراحت هم میشوم.
البته خوشبختانه رفتار مردم خیلی خوب است و انگار یکی از فامیلهایشان را که خیلی وقت است او را ندیدهاند، میبینند. مردم همیشه خیلی خوش انرژی هستند. گرچه دیدهام در برخورد با برخی افراد تکه پرانی میکنند و رفتارهای نادرستی انجام میدهند. اما همه وقتی مرا میبینند خوشحال میشوند. این هم یکی از پیامدهای بازیگری است که خیلی آن را دوست ندارم. نمیگویم بی علاقهام، اما خیلی علاقه ندارم.
تصاویر احمد مهرانفر بازیگر سریال پایتخت
*بالاخره مرحلهای است که شما آن را پشت سر گذاشتید.
- بله، چیزی که من در بازیگری خیلی دوست دارم این است که مخاطب مرا کمتر ببیند یعنی خود مرا نبیند. شاید برای همین است که همیشه از مصاحبه با گریم پرهیز میکنم. دوست دارم تماشاگر آن شخصیت را ببیند، ارسطو را ببیند. وقتی من خارج از لهجه ارسطو با گریم او با شما حرف بزنم، باورپذیری تماشاگری که مرا در تلویزیون ببیند دچار خدشه میشود. دوست دارم در دنیای بازیگری که اکنون برای خودم ساختم، نقشهای متفاوتی بازی کنم. همه بازیگران چنین چیزی را دوست دارند اما اینکه چقدر موفق باشند، مهم است. این موضوع به این نیاز دارد که فرصت و شانس هم برای بازیگر فراهم شود. به هر حال دغدغه بازیگری که اکنون در من وجود دارد این است که نقشهای متفاوتی بازی کنم و تماشاگر من را در آن آدمها بپذیرد و واقعا فکر کند که چنین آدمی وجود دارد. ارسطو را بپذیرد و من را نبیند، درباره نقشهای دیگر هم همینطور.
*واقعا همینطور است. هر بار که کار تازهای از شما میبینم نقش قبلی و خود شما را فراموش میکنم. حتی نقش کوتاهتان در فیلم سینمایی «دربند».
- زمانی که در خیابان من را ارسطو یا خنجری صدا میزدند، ناراحت میشدم اما بعد که فکر کردم دیدم این اتفاق خوب است اینکه مرا نبینند و آنقدر آن آدم را باور کرده باشند که حتی وقتی خود تو را میبینند ارسطو صدایت کنند، حتی اسم و فامیل تو را ندانند. چنین اتفاقی خیلی کم پیش میآید. اکثرا بازیگران را با اسم و فامیل خودشان صدا میزنند، اما بعضی وقتها برای برخی آدمها این اتفاق میافتد. البته همیشه به هنر خودشان برنمیگردد و ناشی از شرایطی است که فیلمنامه برای آنها فراهم کرده است و گروه تولید و کارگردانی با هم کمک کردهاند تا این اتفاق بیفتد. من حالا دنبال این هستم که بستری فراهم شود تا من دوباره نقشهای دیگری را خلق کنم و تماشاگر باز هم مرا نبیند و آن شخصیتها را ببیند. این برای من خیلی جذاب است.
*فکر میکنم رسیدن به این هدف قدری دشوار و نیازمند گذشتن از پیشنهادهای بسیاری خواهد بود.
- به هر حال این نوع موضوع خیلی برایم ارجحیت دارد که نقشهای بعدیام در چه ژانری باشد مدام کمدی نباشد و از نقشهایی که بازی کردهام فاصله داشته باشد. من در «درباره الی» و کارهای آقای کاهانی تجربیات جدیدی داشتهام اما دلم میخواهم در هر دو زمینه فعالیت داشته باشم.
*در ارسطویی که سالها با او زندگی کردهاید، حرفی که مدنظر شما است و اعتقاد دارید نقشها باید حرفی برای گفتن داشته باشند، چقدر وجود دارد؟
- خیلیها به من میگویند ما مشابه ارسطو را دیدهایم و خیلیهای دیگر را یاد خودشان میاندازد اینکه اگر در این لحظه بودند چه میکردند و چه اتفاقی میافتاد. کدام عادت ارسطو را در خودشان و خیلیهای دیگر میبینند و اینکه عاداتشان خوب است یا بد.
تصاویر احمد مهرانفر
*فکر میکنید چقدر بازیگری باعث رشد شخصی شما شده است؟ همین خودشناسیها و خلوتها چقدر ترقی شما را در پی داشته است؟
- خودم فکر میکنم خیلی تاثیرگذار بوده است. بازیگری باعث شده من با هر آدمی که مواجه میشوم، هم به ظاهر و هم به درون او توجه کنم هم به حرفهایی که میزند. برای مثال تکیهکلامهایی که در نقشهایم استفاده میکنم برای من نیستند بلکه با خیلی از آنها در ارتباط با آدمها مواجه میشوم. همواره که حرفهای آدمها را میشنوم میتوانم حدس بزنم چقدر از این حرفها متعلق به خود او است و کدام حرفهایش را از فضای دیگری وام گرفته است. این موضوع باعث شده آدمها را بیشتر بشناسم.
خیلی وقتها که در موقعیتی قرار میگیرم پیش از اینکه واکنشی نشان بدهم خودم را از بالا میبینم و به رفتارم فکر میکنم. همین باعث یک بی خیالی میشود، چرا که من به طور کامل درگیر موقعیتی که در آن هستم نمیشوم، بلکه از بالا آن را نگاه میکنم و خیلی درگیر احساسات نمیشوم.
*اینگونه که شما در جمع رفتار میکنید بیشتر به نویسندهها میمانید تا بازیگرها که خودنمایی جزو کارشان است.
- اتفاقا من به نوشتن خیلی علاقه دارم و هر وقت فرصتی داشته باشم مینویسم. وقتی میدانم تا دو سه ماه سرکاری نمیروم، مطالعه را شروع میکنم و در کنارش مینویسم. بعضیها هستند که میتوانند خیلی خوب ماجراها را تعریف کنند، برخی هم برعکس، بهتر میتوانند بنویسند. من هم از دسته دوم هستم و نوشتنم بهتر از تعریف کردنم هست. بازیگری باعث شده من سکوت کنم. شاید اگر این رشته را نخوانده بودم و در آن فعالیت نمیکردم، اینقدر سکوت نداشتم.
*منظورتان این است که قبل از دانشگاه و ورود به رشته بازیگری شخصیت متفاوتی داشتید؟
- دقیقا. من خیلی آدم شرو شوری بودم، نه اینکه بخواهم کسی را اذیت کنم اما خیلی اهل بگو و بخند بودم و آدمها را سرگرم میکردم. اما بعد از آن کم کم شروع به فرو رفتن در خودم کردم. شاید هم این موضوع خوب نباشد اما کاملا ناخودآگاه این اتفاق افتاد.
*شما هم تقویتش کردید و سعی نکردید جلوی این تغییر فضا را بگیرید.
- بله. من این را فهمیدهام که انسان باید حسهایش را رها کند و نباید جلویشان را بگیرد. اگر انسان جایی گریهاش میگیرد باید بگرید. چون اینها احساساتی است که باید تجربهشان کرد. به ویژه به عنوان بازیگر. از سوی دیگر اگر این احساسات سرکوب شوند، تبدیل به عقده میشوند. برای همین من سعی میکنم همیشه راحت باشم. اینطور نیست که از خودم بپرسم چرا من اینقدر ساکتم یا بداخلاقم. میگویم عیب ندارد. اگر از این حالت لذت میبرم بگذار همینطور باشم.
احمد مهرانفر بازیگر نقش ارسطو در سریال پایتخت
فیلم شناسی احمد مهرانفر
سینمایی
| سال | نام اثر | سمت | کارگردان | اکران |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | ایران برگر | بازیگر | مسعود جعفری جوزانی | - |
| ۱۳۹۲ | دربند | بازیگر | پرویز شهبازی | ۱۳۹۲ |
| ۱۳۹۰ | بیخود و بیجهت | بازیگر | عبدالرضا کاهانی | - |
| ۱۳۸۹ | عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت | بازیگر | پوریا آذربایجانی | - |
| ۱۳۸۹ | یک عاشقانه ساده | بازیگر | سامان مقدم | ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۹ | اسب حیوان نجیبی است | بازیگر | عبدالرضا کاهانی | - |
| ۱۳۸۸ | هیچ | بازیگر | عبدالرضا کاهانی | - |
| ۱۳۸۷ | درباره الی | بازیگر | اصغر فرهادی | - |
| ۱۳۸۷ | عصر روز دهم | بازیگر | مجتبی راعی | - |
| ۱۳۸۷ | کلبه | بازیگر | جواد افشار | - |
| ۱۳۸۶ | استشهادی برای خدا | بازیگر | علیرضا امینی | - |
| ۱۳۸۶ | حقیقت گمشده | بازیگر | محمد احمدی | - |
| ۱۳۸۶ | تسویهحساب | بازیگر | تهمینه میلانی | ۱۳۸۶ |
| ۱۳۸۵ | اقلیما | بازیگر | محمدمهدی عسگرپور | - |
| ۱۳۸۴ | آتشبس | بازیگر | تهمینه میلانی | - |
| ۱۳۸۴ | شاعر زبالهها | بازیگر | محمد احمدی | - |
| ۱۳۸۱ | عشق فیلم | بازیگر | ابراهیم وحیدزاده | - |
| ۱۳۸۰ | نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ | بازیگر | ابوالحسن داوودی | - |
مجموعه تلویزیونی
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۴ | پایتخت ۴ | بازیگر | سیروس مقدم | رمضان ۱۳۹۴ |
| ۱۳۹۲ | پایتخت ۳ | بازیگر | سیروس مقدم | نوروز ۱۳۹۳ |
| ۱۳۹۱ | پایتخت ۲ | بازیگر | سیروس مقدم | نوروز ۱۳۹۲ |
| ۱۳۹۱ | مینیسریال «شب یلدا» (بخشی از سریال پایتخت ۲) |
بازیگر | سیروس مقدم | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۹ | پایتخت ۱ | بازیگر | سیروس مقدم | پخش در نوروز ۱۳۹۰ |
| ۱۳۸۷ | تلهفیلم «واقعیت مجازی» | بازیگر | رضا بهشتی | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۶ | تلهتئاتر «خانواده تت» | بازیگر | مائده طهماسبی | شبکه ۴ |
| ۱۳۸۴-۱۳۸۵ | تلهفیلم «مسیر سبز» (آفتاب بر همه یکسان میتابد) |
بازیگر | عباس رافعی | تهیه شده برای شبکه جهانی سحر[۱] |
| ۱۳۸۲ | بانکیها | بازیگر | مهدی مظلومی | شبکه ۲ |
شبکه خانگی
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | ابله | بازیگر | کمال تبریزی | در نقش اسدلی |
| ۱۳۹۲ | شاهگوش | بازیگر | داود میرباقری | در نقش «صولت خنجری» پخش در شبکه خانگی [۲] |
تصاویر احمد مهرانفر
احمد مهرانفر
تصاویر جدید احمد مهرانفر
احمد مهرانفر بازیگر نقش ارسطو در سریال پایتخت
تصاویر احمد مهرانفر
گردآوی:بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
mehrnews.com
wikipedia.org
از بازیگران بیشتر بدانید