مجموعه کلاه قرمزی در سال ۱۳۷۲ به طور رسمی و بعد از مجموعه صندوق پست در تلویزیون پخش شد. این مجموعه در آغاز یک عروسک به عنوان شخصیت اصلی داشت که همان کلاه قرمزی بود.
کلاه قرمزی که مدتی قبل از مجموعه «کلاه قرمزی و جغجغه و فرفره» در مجموعه صندوق پست حضور کوتاهی به عنوان عروسک میهمان داشت، با تغییراتی ظاهری به عنوان شخصیت اصلی مجموعه «کلاه قرمزی و جغجغه و فرفره» در این برنامه حاضر شد.
بعد از این مجموعه، فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله ساخته شد که تنها شخصیت های عروسکی اش همین دو عروسک بودند و بعد به تدریج در مجموعه های بعدی عروسک های جدید به این گروه اضافه شدند. شخصیت های سروناز، پسرعمه زا، گیگیلی، فامیل دور، ببعی، جیگر، آقای همسایه به شخصیت های اصلی مجموعه های کلاه قرمزی در تلویزیون و فیلم های سینمایی اش تبدیل شدند.
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی، عروسکی که اولین بار با فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله (سال ۷۳) به سینما آمد و سودای آمدن به تهران را در سر داشت و می خواست در تلویزیون مشغول به کار شود و با شیطنت ها و بازیگوشی هایش خیلی زود محبوبیت پیدا کرد.
او بچه عروسکی بازیگوش و تنبل و خوش قلب مجموعه تلویزیونی است که در ابتدای ساخت سریهای کلاه قرمزی به عنوان شخصیت اصلی محسوب میشد ولی رفته رفته شخصیتهای دیگر نقش پررنگ تری گرفتند.
فامیل دور
فامیل دور اهل جایی است با نام دور. شغل او دربانی است و از اینرو برای درها اهمیت بسیار زیادی قائل است و برای مثال دوست ندارد کسی درب جایی را باز بگذارد یا آنرا محکم باز کند یا ببندد. یکی از تکیهکلامهای او شعری است که آنرا در موقعیتهای گوناگون و حتی گاهی بیربط میخواند: «که با این در اگر در بند در ماند، در مانند.»
فامیل دور که بهادر مالکی صداپیشگی اش را برعهده دارد، ظاهری ساده و روستایی دارد او به کلمه «در» حساس است و در بیشتر جمله هایی که می گوید از این کلمه استفاده می کند مثلا به جای خانه تکانی از کلمه در تکانی استفاده می کند و معتقد است تمیز کردن خانه را باید با تمیز کردن درهای کوچک شروع کرد. فامیل دور خیلی زود در میان مخاطبان برنامه محبوب شد. در مجموعه کلاه قرمزی ۹۰ با همسرش «دوره» ازدواج کرد.
دختر همسایه
دختر همسایه، دختر همسایه آقای مجری است که معمولاً به آقای مجری سپرده میشود. او تحت تاثیر برنامههای تلویزیونی که در ایران برای کودکان ساخته میشود قرار گرفته و تکه کلامش "دست و جیغ و هورای بلند" و "عیدی بده" است.
لحن بچه گانه و شیرینی برای دختر همسایه در نظر گرفته اند که برای مخاطب کودک جذاب است. نگار استخر صداپیشه این عروسک است و شیما بخشنده عروسک گردانی اش را برعهده دارد.
آقای مجری
آقای مجری با بازی ایرج طهماسب یکی از معدود شخصیتهای غیر عروسکی این مجموعه است که نکات اخلاقی و تربیتی را به بچهها گوش زد میکند.
با وجودی که آقای مجری جدیترین شخصیت این مجموعه است اما هیچکدام از شخصیتهای عروسکی در مجموعهٔ کلاهقرمزی او را جدی نمیگیرند؛ مثلاً جیگر میآید و کف خانه را میکند یا فامیل دور درست زمانی که آقای مجری در حال صحبت با مخاطبان است زیر پای او رخت میشوید.
گیگیلی
گیگیلی دوست کلاه قرمزی و بسیار تنبل است و به بازی های کامپیوتری و هر فعالیتی که حرکت بدنی نیاز ندارد علاقه دارد. خانواده او نیز بسیار تنبل هستند و همین تنبلی مایه طنز در این شخصیت است.در مجموع کاراکتر ساده ای است که شاید به خاطر سادگی و بچه گانه بودن حرف هایش بیشتر مورد استقبال مخاطبان کودک برنامه قرار می گیرد.
جیگر
الاغ عروسکی که اولین بار در مجموعه تلویزیونی کلاه قرمزی ۹۱ حضور یافت و خیلی زود محبوب شد. این شخصیت هم ویژگی های خاص خودش را داشت که او را از سایر عروسک ها متمایز می کرد. همچنین مثل بقیه عروسک ها تکیه کلام ها و عادت های خاص خودش را دارد مثل تکرار کلمه جیگر با تاکید بر بعضی از کلمات و حساسیتش نسبت به اینکه او را خر صدا کنند که اغلب موجب خنده مخاطب می شود. صداپیشه این عروسک کاظم سیاحی و عروسک – گردانش عیسی یوسفی پور است. سال گذشته خبرهایی از ممنوع التصویری جیگر به دلیل بدآموزی شنیده شد اما این خبر توسط مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه دو سیما تکذیب شد.
گابی
گابی یک گاو عروسکی است که در روستا به همراه بی بی زندگی می کرده و برای روزهای عید نوروز به شهر آمده. او بسیار خوشاشتها است و همین موضوع گاهی دستمایهای میشود برای موقعیتها و گفتگوهای طنز در این مجموعه.
گابی از اینکه دیگران به او دست بزنند، خوشش نمیآید. او کمی شُل صحبت میکند و در کنار نان خشک، بیشتر به خوردن کاغذ و مقوا علاقه دارد.
پسرعمه زا
پسر عمه زا، پسر عمه کلاه قرمزی است که در روستای کلاهقرمز آباد زندگی می کرده و برای دیدن کلاه قرمزی و در روزهای عید نوروز به شهر آمده و به این شکل وارد داستانهای کلاه قرمزی شده.
پسرعمه زا شخصیتی شر و شیطان و شهرستانی است که میتواند مابازاهای بیرونی هم داشته باشد. او با آداب و سنتهای شهری آشنایی ندارد و حرفهای خود را رک و بدون هیچ ملاحظهای میگوید و به همین خاطر ممکن است بی ادب به نظر برسد.
این شخصیت از نظر ظاهری شبیه کلاهقرمزی است. مرضیه محبوب عروسکساز در مورد چرایی شباهت بیشتر عروسکهای جدید مجموعهٔ کلاهقرمزی به کلاهقرمزی، حتی فامیل دور با آن سر طاس و سبیل، همهٔ آنها را از یک قوم و محله میداند که شاید از نظر خونی نسبتی با هم نداشته باشند اما به قول پسرعمه زا آنها از یک ده آمدهاند.
لحن حرف زدن پسرعمه زا به خاطر مفهوم نبودن دقیق کلمات و مشخص نبودن پایانشان خیلی زود مورد توجه قرار گرفت. تکیه کلام هایی مثل خدانگهدار ... هووو ... یا ها؟ گفتنش وقتی چیزی را متوجه نشده است که در عین حواس پرتی و گیجی ادا می کند از جمله خصوصیاتی است که می توان گفت مشخصه های اصلی پسرعمه زا را دربر می گیرد.
پسرخاله
پسر خاله شخصیت اصلی مجموعههای اولیه کلاهقرمزی بعد از کلاه قرمزی بود و شخصیتی بسیار جدی و جوانمرد و بسیار قانع و از خودگذشته داشت که گویی نماینده طبقه کارگر در این مجموعه است و دوستان کارگر زیادی دارد که همگی دارای این خصوصیات هستند.
مهمترین خصوصیت پسرخاله مرام و معرفت اوست که او را متمایز می کند و بعضی خصایل اخلاقی که در جامعه در حال کمرنگ شدن است برای پسرخاله همچنان ارزش و اهمیت خاص خود را دارد. حضور همیشگی او وقتی که اطرافیانش احتیاج به کمک دارند و بیان دیالوگ هایی که با وجود جنبه های آموزشی و اخلاقی اش اما به شیرینی و سادگی بیان می شود این شخصیت عروسکی را بسیار دوست داشتنی کرده است.
ببعی
گوسفند عروسکی که در بعضی مجموعه های کلاه قرمزی دارد . از ویژگی های این عروسک تسلطش به زبان انگلیسی است و به کار بردن کلمات انگلیسی در میان حرف هایش که باعث دلنشینی و جذابیت این عروسک می شود.
آقوی هم ساده
آقوی هم ساده نام انسان عروسکی است که نماد یک همسایه خوشقلب ولی بدشانس را در این مجموعه تلویزیونی بر عهده دارد که به اتفاقات بد زندگیاش میخندد.
این شخصیت خیلی صحبت میکند.
عزیزم ببخشید
عزیزم ببخشید فرزند لطفاً مردی میانسال است با اندامی ریزنقش و چشمانی مشکی. او موهای مشکی و فرفری و سبیلی خرماییرنگ دارد. پیشانی او بلند است و موهایش در قسمت پیشانی ریختهاند. سبیل او تمیز است و مرتب کوتاهشده و به دو طرف تابانده شدهاند. ابروان او نیز ابروانی کوتاهند. او عموماً روپوشی سفید به تن و سینی فلزیای به دست دارد. شکل ظاهری او بسیار شبیه به دلاک است که در کلاهقرمزی ۹۱ حضور داشت.
عزیزم ببخشید فرزند لطفاً نام شخصیت عروسکی است که از نوروز ۱۳۹۳ در مجموعه کلاه قرمزی ۹۳ توسط فامیل دور به مخاطبان معرفی شد.
این شخصیت از همان روزهای نخست توانست محبوبیت زیادی در میان بینندگان پیدا کند.
این شخصیت را احسان کرمی صدا پیشگی میکند.
او خدمتکار فامیل دور است که برای کمک به او در پرورش بچهٔ فامیل دور استخدام شده.
عزیزم که به دقت و جزئینگری و انجام کارها درست با همان جزئیات و سلیقهٔ کارفرما شهره است با این جزئینگری مفرطش و سؤالپرسیدنهای بیپایانش عموماً کارفرمایش را چنان کلافه میکند که شخص از خواستهاش پشیمان میشود.
او هنرمند نیز هست و علاوهبر خدمتکاری، به سینینوازی هم میپردازد. سینی او سینی فلزیای است که ساز ضربیِ اوست که از پدرش، لطفاً، به او به ارث رسیده و آن را از خود جدا نمیکند به طوری که همانطور که آن را به زیر بغل زده به رختخواب میرود و میخوابد. به مرور در طول حضور عزیزم در کلاهقرمزی ۹۳ او بیشتر روی سینینوازیاش متمرکز میشود و حتی آهنگهایی هم میسازد و پیشنهاد اجرای برنامهٔ سینینوازی در خارج از کشور میگیرد.
بچهٔ فامیل دور
بچهٔ فامیل دور نام شخصیتی عروسکی از مجموعه تلویزیونی کلاه قرمزی است که نخستین بار در سری کلاه قرمزی ۹۳ از شبکه دو سیما پخش شد.
در روز دوم فروردین ۹۳، فامیل دور به همراه همسرش دوره در برنامه حاضر شد و پس از انتقال به بیمارستان و زایمان، بچهٔ فامیل دور به دنیا آمد.
این شخصیت شباهت زیادی به پدرش فامیل دور دارد.
از تکیهکلامهای این شخصیت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱."چی شده؟"
۲."کیه کیه درّرررر میزنه؟؟ کیه کیه درّرررر میزنه؟؟"
۳."پیششششتونک "
۴."شیر داغ... شیرداغ" که به جای سیرداغ گفتن پدر استفاده میشود.
۵."پدرررررررر... پدررررررر" که برای صدا کردن فامیل دور استفاده میشود
۶."چه جوری بودم؟؟" که بعد از گریه کردن و جیغ کشیدن به پدرش فامیل دور میگوید
۷."بَرَه؟؟... بَرَه؟؟..." به جای بله؟ بله؟ (مثل فامیل دور)
دیو
دیو شخصیتی عروسکی از مجموعهٔ نمایشی کلاهقرمزی است که از کلاهقرمزی ۹۳ به جمع شخصیتهای این مجموعه پیوست.
دیو نیز مانند ببعی (۱۳۹۰) و جیگر (۱۳۹۱) عیدی بیبی به کلاهقرمزی است که در واقع دیوبچهای است که همراه با والدینش در زیر زمین زندگی میکرد ولی چون آبهای زیر زمین تمام شدند همراه والدینش به سطح زمین آمد و بعد هم که به عنوان عیدی به کلاهقرمزی رسید.
دیو هنوز کودک است و بسیار ماچی به طوری که ملتمسانه از دیگران میخواهد که ببوسندش. او که همهچیز را وارونه میفهمد، وارونه نیز عمل میکند، به عنوان مثال اگر بگویی بنشین میایستد و اگر بگویی بایست، مینشیند. همینطور هر کاری که بگویی نکند را میکند و بالعکس. یکی از مشهورترین جملههای او «ازت متنفرم» است که با احساسی عمیق میگوید و منظورش این است که «دوستت دارم».
او آب زیاد دوست دارد و تنها هم آب میخورد. با این وجود هر بار که آب میخورد کمی آب میخورد ولی تعداد دفعاتی که آب میخورد زیاد است.
از دیگر ویژگیهای دیو خندیدن شدیدش است که منجر به غلتیدن بر روی زمین میشود.
در قسمتهای آخر کلاهقرمزی ۹۳ او از خودش رفتاری تازه نشان میداد که بر اساس آن گردنش را ۱۸۰ درجه میگرداند و عقبعقب راه میرفت.
گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
wikipedia.org
afkarnews.ir
از بازیگران بیشتر بدانید
داستان سریال در حاشیه
"در حاشیه" کاری از گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما به تهیهکنندگی حمیدرضا مهدوی کوچک سرایی است و داستان هومن صحرایی است که مامور می شود یک مرکز درمانی تعطیل شده را راهاندازی کند. اما در این مسیر با "سهراب کاشف" و "بهروز عشقی" که سابقه کلاهبرداری و شیادی دارند همراه میشود. وی که فردی متعهد و آرمانگرا ست بزودی به اهداف سود جویانه آنها آگاهی پیدا میکند و با کمک "دکتر کی مرام" که از اساتید معتبر دانشگاه و حوزه درمان است در جهت راهاندازی یک مرکز درمانی استاندارد و کار آمد برمیآید.
بازیگران سریال در حاشیه
سیامک انصاری، سپند امیر سلیمانی، علی اوجی، لیلا ایرانی، پریا ابراهیمی، پوریا ایرائی، شراره ارمغانی، تینا اسدی، محمد علی تقوی، بهناز توسلی، فرزانه تفرشی، فلامک جنیدی، سروش جمشیدی ، الهه حصاری ، جوانه دلشاد ، سید جواد رضویان ، نصرالله رادش ،آذین رئوف ، سحر زکریا ، ماندانا سوری ،شادان شهیدی ، الیکا عبدالرزاقی ، گل ناز عباسی ، یلدا عباسی ، مهران غفوریان ، نیما فلاح ، شبنم فرشاد جو، الهه فرشچی،درسای فرح نیا،پروین قائم مقامی ، سوگل قلاتیان ، فرج الله گل سفیدی ، عارف لرستانی ،علی لک پوریان ، مهران مدیری ، دریا مرادی دشت ، رسول نجفیان ، رضا نیک خواه ، رامین ناصر نصیر ، سام نوری ، آرش نوذری ، مجید نوروزی ، سحر ولد بیگی ، محمد رضا هدایتی ، فاطمه هاشمی ، ساعد هدایتی بازیگرانی هستند که در سریال "در حاشیه " به ایفای نقش میپردازند.
مجموعه تلویزیونی در حاشیه، به قلم الهه زارعنژاد، امیر وفایی، امیر برادران و امیرعباس پیام و به سرپرستی امیرمهدی ژوله به رشته تحریر در آمده است.
تصاویر سریال در حاشیه
سریال در حاشیه
مهران مدیدری در سریال در حاشیه
سریال در حاشیه
بازیگران سریال سریال در حاشیه
مهران مدیری در سریال در حاشیه
سریال در حاشیه
بازیگران سریال در حاشیه
جواد رضویان در سریال در حاشیه
بازیگران سریال در حاشیه
منبع:campec.ir
از بازیگران بیشتر بدانید
سیدجواد رضویان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
جواد رضویان
نام اصلی : سیدجواد رضویان
زمینه فعالیت : سینما تلویزیون
تولد : ۲۵ خرداد ۱۳۵۳
ملیت : ایرانی
پیشه: بازیگر
مدرک تحصیلی : لیسانس نقاشی
سیدجواد رضویان (زادهٔ ۱۳۵۳) بازیگر، سینما و تلویزیون متولد شهر قم است.
زندگی جواد رضویان
سیدجواد رضویان از پدری قمی و مادر یزدی در شهر قم به دنیا آمد . وی به طور اتفاقی وارد رشته بازیگری شد. وی در سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیژن بنفشهخواه همکلاس بود و به کمک آنها وارد این رشته شده است. جواد رضویان از سال ۱۳۷۳ در عرصه بازیگری مشغول به کار شده است. در مجموعههای متعددی از جمله سیب خنده، مجیددلبندم و باغچه مینو... شرکت کرد.
رضویان بچه درسخوانی بوده اما در عین حال لجوج و شیطان، بطوریکه بخاطر لجبازی با پدرش درامتحانات ثلث سوم سال دوم راهنمایی شرکت نکرد تا یکضرب مردود شود. در خاطرات خود بیان کرده که: در دوره راهنمایی یا باید از سردخانهها بیرون میکشیدنش یا از زیر تابوت شهدا چون عاشق اعزام به جنگ بود. در نوجوانی و جوانیاش عشق خاصی به جنگ داشته و همیشه در تلاش بوده که به جنگ برود. ولی چون پدر و مادر وی رضایت نمیدادند به طور مخفیانه و بدون رضایت پدر و مادر برای رفتن به جبهه تلاش میکرد و به گفته خودش هیچ وقت موفق نشد که به جبهه برود.
از علایق شخصی رضویان میتوان به طرز لباس پوشیدن او اشاره کرد که بیشتر اسپرت میپوشد و به لباس خریدن علاقه خاصی دارد و عاشق همگام بودن با مد روز است.
او با مجموعه سیب خنده به تلویزیون آمد. ولی با مجموعه طنز پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به موفقیت رسید و در جایزه بزرگ این موفقیت را تکرار کرد. جواد رضویان یکی دو تجربه کارگردانی هم داشته که البته نتوانست در این زمینه موفقیتهایی که در عرصه بازیگری بدست آورده بود را تکرار کند. وی تاکنون در چند تله فیلم نیز بازی کرده و تا به حال چند آلبوم نیز بیرون داده است .او دارای یک فرزند دختر به نام یامین است ,نارنجی رنگ مورد علاقه اوست و سبک نقاشی اش الیستراسیون است سبک تصویر سازی کودک.
فعالیت در زمینه موسیقی و آهنگ:
رضویان تا بحال چند آلبوم منتشر کرده است، از چند آهنگ این بازیگر و خواننده می توان به «تقدیر»، «دلت میاد»، «دنیا دیگه مثل تو نداره»، «بانوی قصه»، «قسمت نمیشه انگار»، «میخوام تو ابرا»، «بیا پیشم بابا»، «بزن بریم» ،«لحاف دوزی» و... اشاره کرد.
فعالیت در رشته نقاشی:
او لیسانس نقاشی دارد و سبک نقاشی هایش الیستراسیون است.این سبکِ نقاشی کودک است.
دلیل علاقمندی او به رشته نقاشی به آشنایی او با مهران غفوریان مربوط میشود. راهنماییها و تشویقهای مهران باعث شد که جواد به رشته نقاشی علاقمتد شود و به طور اتفاقی وارد این رشته شده و سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیژن بنفشه خواه همکلاس بوده و به کمک آنها وارد این رشته شده است.
مصاحبه ای کوتاه با جواد رضویان در مورد کارگردانیاش:
-شما به عنوان بازیگری مطرح در گونه کمدی شناخته شدهاید. فکر میکنید این موفقیت را بتوانید در کارگردانی تکرار کنید؟
از همان سال اول که وارد بازیگری شدم شرایطی مهیا نبود که بتوانم در کارم شناخته شوم، اما با گذشت زمان و کسب تجارب مختلف و کار کردن با کارگردانها و بازیگران حرفه ایتر به تکاملی رسیدهام که برخی دوستان لطف میکنند و میگویند در کارهای کمدی به توفیقاتی دست پیدا کردهام. در کارگردانی هم نیاز به فرصت دارم. امیدوارم بتوانم اثری که در شأن و اندازه مخاطب مشکل پسند ایرانی است، ارائه کنم..
-تجربه طولانی مدت بازیگری در فیلمهایی که نقاط مشترک زیادی داشت و کمدیهایی بود که سبک خاص خودتان را داشت، اینها چه تأثیری روی کارگردانیتان گذاشت؟ از فیلمنامه و بازیگران انتظار داشتید ادامه مسیری که تا به حال در آن حرکت کردهاید را شکل دهند یا میخواستید کار جدیدی ارائه کنید؟
قطعا میخواستم کار جدیدی ارائه کنم و به اصطلاح طرحی نو در اندازیم؛ چون خودم از جواد رضویان تکراری خسته شده بودم که مثلا در خیلی از فیلمها از روستا وارد شهر میشد. خودم از این تکرار فرار میکردم، اما خیلی وقتها مجبور میشدم و در رودربایستی قرار میگرفتم. بدون تعارف عرض میکنم خیلی وقتها برحسب نیاز بود. بعضی دوستان هم با ساده پنداری به این کار نگاه میکردند و فکر میکردند چه کاری جواد رضویان را نود شب یا بیشتر در تلویزیون نگه میدارد و مردم را هم جذب میکند، همان روش را در سینما نیز اجرا کنیم. اما سینما با تلویزیون کاملا فرق دارد. به دلیل کم اطلاعی، تعداد کارگردانها و نویسندگان کمدی خوبمان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد. به همین علت اگر کاری کمی از درجه معمولی بهتر شود نمره عالی به آن میدهیم. گاهی که به سریالهای قدیمیای که در آن بازی کرده ام نگاه میکنم، میبینم طی این سالها، کمدی پیشرفت چشمگیری نداشته و حتی گاهی پسرفت کردهایم.
-شما در مسیری که حرکت میکردید مخاطب خاص خودتان را داشتید و موفق بودید. فکر میکنید ادامه دادن آن مسیر پاسخگوی مخاطب نبود؟
جلب مخاطب را موفقیت نمیدانم. مخاطب در یک اثر با شخصیت همذات پنداری میکند و این همراهی ادامه مییابد. این دلیل بر توفیق بازیگر نیست، بلکه نشانه صبوری و به عقیده من ترحم مخاطب نسبت به بازیگر است. مثلا در بعضی کارهایی که این اواخر در سینما انجام دادم، دوست نداشتم مخاطب به خاطر گذشته ام به سینما برود. دوست داشتم اگر جذب کار میشود، فردا بگوید بروید ببینید جواد رضویان چه فیلمی بازی کرده، نه این که بگوید او را شبیه فیلمهای قبلیاش دیدیم. این تکرارها آزرده خاطرم میکرد. این تکرار در مورد بسیاری از دوستانمان هم هست. مشکلات زیادی مثل محدودیت در شوخی با اصناف و مشاغل و گرایشها و عقیدهها هم وجود دارد که باعث میشود متنها محدود شود.
-به دلیل دور شدن از این تکرار بود که در سریال خودتان بازی نکردید؟
خیلی از دوستان به این باور رسیده بودند که کارگردانی میکنم تا در کار خودم بازی کنم. میخواستم این تفکر را از بین ببرم. همین طور اگر جای هر کدام از بازیگران میخواستم بازی کنم، نمره پایینتری از آنها میگرفتم.
-از تفاوت کار تلویزیونی و سینمایی گفتید. کمی در این مورد توضیح دهید.
نمی توانیم سینما و تلویزیون را به هم نزدیک کنیم. در سینما مواردی هست که شامل ممیزی نمی شود، ولی در تلویزیون به آنها نمی شود نزدیک شد. در سینما در گفتن خیلی از دیالوگها و ساختن خیلی از موقعیتها راحت تر میتوانیم عمل کنیم. ساختار سینما و تلویزیون ما کاملا از هم جداست.
-از مجموع صحبتهایتان و این همه تغییری که در تفکرتان به وجود آمده، می شود به این نتیجه رسید که از این به بعد قرار است جواد رضویان را با سبک و سیاق جدیدی ببینیم؟
اصلاً به همین خاطر است که در دو سال اخیر کم کار شده ام. واقعاً دلم میخواهد چیزی که در شأن و لیاقت مخاطب سینما و تلویزیون است، ارائه کنم. بعضی دوستان منتقد ما را نقد می کنند، اما آنقدر نقدها مغرضانه است و کم لطفی در آن وجود دارد، آنقدر نقدها شخصی است که آدم متعجب میشود. هرچند اگر جایی حرف حسابی زده شد، سعی کرده ام آویزه گوشم کنم. اما وقتی غرض ورزی و بی انصافی میبینم، خیلی جدی نمیگیرم. نقد مردم برایم حکم است، آنها هستند که نمره قبولی و ردی کارهایم را میدهند.
-نکته ای هست که به عنوان کلام آخر اضافه کنید؟
امیدوارم مخاطب همانطور که مرا تا اینجا تحمل کرده باز هم تحمل کند. واقعا این دو سال سختی کشیدم تا کار نکنم. ما به کار کردن جلوی دوربین عادت داریم. عادت داریم که در خیابان راجع به کارهایمان صحبت کنند. در این دو سالی که کار نکردم واقعا ریاضت کشیدم. من بچه تلویزیون هستم، اما گلایه هایی دارم. بعد از «قرارگاه مسکونی» یک سال سریالم بلاتکلیف ماند که باعث شد احساس کنم از خانه خودم رانده شده ام و این احساس بسیار بدی بود. خودم را بچه گروه کودک میدانم و آرزو دارم روزی به گروه کودک برگردم.
فیلم شناسی سید جواد رضویان
| سال | نام فیلم | سمت | کارگردان | اکران |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۱ | شیطان شلوار لی نمیپوشد | بازیگر | علی عطشانی | |
| ۱۳۹۱ | کالسکه | بازیگر | آرش معیریان | - |
| ۱۳۸۹ | کمی شیرین، بسی فرهاد | بازیگر، کارگردان | جواد رضویان | - |
| ۱۳۸۹ | اخلاقتو خوب کن | بازیگر | مسعود اطیابی | ۱۳۹۰ |
| ۱۳۸۸ | یک جیب پر پول | بازیگر | قدرتالله صلحمیرزایی | ۱۳۸۹ |
| ۱۳۸۷ | اخراجیها ۲ | بازیگر | مسعود ده نمکی | نوروز ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۷ | زندگی شیرین | بازیگر | قدرتالله صلحمیرزایی | ۱۳۸۸ |
| ۱۳۸۷ | چارچنگولی | بازیگر | سعید سهیلی | ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۷ | ده رقمی | بازیگر | همایون اسعدیان | ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۷ | دلداده | بازیگر | قدرتالله صلحمیرزایی | ۱۳۸۷ |
| ۱۳۸۵ | کلاهی برای باران | بازیگر | مسعود نوابی | ۱۳۸۶ |
| ۱۳۸۳ | شاخه گلی برای عروس | بازیگر | قدرتالله صلحمیرزایی | ۱۳۸۵ |
| ۱۳۸۳ | شارلاتان | بازیگر | آرش معیریان | ۱۳۸۴ |
فیلم ویدیویی-تلویزیونی
| سال | نام فیلم ویدیویی-تلویزیونی | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| 1393 | پاشنه بلند | بازیگر | علی عطشانی | - |
| ۱۳۹۱ | بی نشون | بازیگر | پدرام بهرامی فر | - |
| ۱۳۸۹ | لیمو ترش | بازیگر، کارگردان | جواد رضویان | - |
| ۱۳۸۸ | به روح پدرم | بازیگر، کارگردان | جواد رضویان | - |
| ۱۳۸۶ | معتاد اجباری | بازیگر | مهدی مظلومی | - |
مجموعهٔ تلویزیونی
| سال | نام مجموعه | سایر سمتها | کارگردان | شبکه | پخش | ایام |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۲ | شوخی کردم | بازیگر | مهران مدیری | شبکه نمایش خانگی | زمستان ۱۳۹۲ | روتین |
| ۱۳۹۱ | خروس | بازیگر | سعید آقاخانی | ۲ | تابستان ۱۳۹۲ | رمضان |
| ۱۳۹۰ | مهمانان ویژه | کارگردان | جواد رضویان | ۵ | بهار ۱۳۹۱ | روتین |
| ۱۳۹۰ | کسی خوابه؟ | کارگردان | جواد رضویان | ۱ | بهار ۱۳۹۱ | نوروز |
| ۱۳۸۷ | مامور بدرقه | بازیگر | سعید سلطانی | ۵ | تابستان ۱۳۸۷ | رمضان |
| ۱۳۸۶ | چارخونه | بازیگر، خواننده | سروش صحت | ۳ | زمستان ۱۳۸۶ | روتین |
| ۱۳۸۵ | فرار بزرگ | نویسنده | محمدحسین لطیفی | ۳ | زمستان ۱۳۸۶ | دههٔ فجر |
| ۱۳۸۴ | قرارگاه مسکونی | بازیگر، کارگردان، خواننده | جواد رضویان | ۵ | نوروز ۱۳۸۷ | |
| ۱۳۸۴ | ارث بابام | بازیگر، کارگردان | جواد رضویان | ۳ | روتین | |
| ۱۳۸۴ | جایزهٔ بزرگ | بازیگر | مهران مدیری | ۳ | روتین | |
| ۱۳۸۱ | باغچهٔ مینو | بازیگر، خواننده | مهدی مظلومی | ۳ | روتین | |
| ۱۳۸۱ | پاورچین | بازیگر | مهران مدیری | ۵ | روتین | |
| دو و نیم هفته | بازیگر | - | ۳ | - | ||
| سیب خنده | بازیگر، نویسنده | رضا عطاران | ۳ | - | ||
| صفر درجه | بازیگر | - | ۵ | - |
تصاویر جواد رضویان
عکس جواد رضویان
جواد رضویان
گرد آوری: بخش سرگرمی بیتوته
منابع: jamejamonline.ir
wikipedia.org
از بازیگران بیشتر بدانید
جمشید مشایخی
زمینه فعالیت : سینما و تلویزیون
تولد : ۶ آذر ۱۳۱۳
جاجرود، استان تهران
ملیت : ایرانی
سالهای فعالیت : ۱۳۳۵ - تاکنون
همسر(ها) : گیتی افروز رئوفی
جَمشید مَشایخی (زاده ۱۳۱۳، تهران)، بازیگر صاحب سبک و پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.
زندگینامه
جمشید مشایخی، دارای تحصیلات ناتمام در رشته تئاتر است. وی سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیر دولتی آغاز کرد و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی اش برای مدتی از کار تأتر اخراج شد. در واقع کار حرفهای خود را از سال ۱۳۴۹ به طور رسمی شروع کرد. بازی جمشید مشایخی در نقش انسانهای بی رحم و همچنین نقشهای تاریخی همچون «شازده احتجاب»، «کمال الملک» و رضا تفنگچی/خوشنویس در سریال «هزار دستان» نشانگر از توانایی بازیگری اوست. با این حال، در کارنامه بازیگری او، نقشهای کم ارزش و گاه بیارزش نیز شاهد هستیم که به گفته خود، پذیرفتن آن نقشها را برای کمک به کارگردانها قبول میکند؛ هرچند که به کارنامه بازیگری اش لطمه وارد شود. او در سال ۱۳۶۳، بابت بازی در دو فیلم گلهای داوودی و کمالالملک، برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر شد.
از نمایشهای مهم او بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش میراث کارِ بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور در آذر ماه ۱۳۴۶ بود.
گفتگو با جمشید مَشایخی
با استاد و بازیگر پیشکسوت جمشید مشایخی گفتوگویی انجام داده ایم که در ادامه میآید:
سلام آقای مشایخی. حال و احوالتان خوب است؟ مدتی بود به خاطر مشکلات جسمی که داشتید همه نگران شده بودند...
امروز حال جسمیام خوب است. چیزی که نگرانم میکند، وضع جوانهای ایران است. میخواهم بدانم آیا جوانان این سرزمین به آرزویی که دارند میرسند یا آرزویشان به رویا تبدیل میشود؟ دلم میخواهد خنده و پیروزی این جوانها را ببینم. گاهی اوقات مینشینم و درباره آن نازنینها فکر میکنم.
به آرزو های جمشید مشایخی هم فکر میکنید؟ آرزوهای نارسیده یا آرزوهایی که هنوز موقع تحققشان نرسیده است؟
من دیگر از زندگی چیزی نمیخواهم. تا این سن همه کارهایی که باید انجام میدادم را انجام دادهام. الان اگر یک ماشین چندین میلیاردی هم به من بدهند سوارش نمیشوم. آن موقع که جوان بودم دغدغههایم زیاد بود. میگفتم بروم سر کار، بعد عاشق شوم، بعد بروم سر خانه و زندگی خودم، بعد صاحب خانه شوم و ... همه اینها آرزوی من و امثال من در سنین جوانی بود.
اما مهمترین نکته این بود که امید داشته باشیم تا زندگی پیش برود. امروز وقتی بچههایی را میبینم که به خاطر نا امیدی معتاد میشوند، ناراحتی سراسر وجودم را فرا میگیرد.با آنها صحبت کنید. اگر موافقید چند کلمه از این گفتوگو را مستقیما به صحبت با آنها اختصاص دهید.
ممنونم. اگر این گفتوگو را میخوانند به آنها میگویم: عزیزانم! قربانتان بروم! باید تحمل داشته باشید، باید صبر کنید، باید امیدوار باشید. اگر اینها نباشند زندگی تو خالی، پوچ و دردناک میشود. میگویم: عزیزم اعتیاد نابودت میکند، متلاشی میشوی. اعتیاد گوهر زیبای جوانی را از تو میگیرد، با خودت بد نکن! اصلا نمیتوانم قبول کنم یک جوان نازنین در بهترین دوران زندگی به اعتیاد روی بیاورد. این اتفاقات خیلی مرا اذیت میکند.
این ناهمگونی که بین جوانها وجود دارد بهخاطر مسائل اجتماعی متعدد ایجاد شده است. در حوزه خود شما یعنی سینما تا چه حد به این موضوعات با نگاه دقیق و کارشناسانه پرداخته شده است؟ چقدر رفتهایم به سمت ساختن، نه خراب کردن؟
این نگاه باید در سینما هم وجود داشته باشد. در حرفه من، سینماگر (از کارگردان گرفته تا تهیهکننده و بازیگر و ...) از واقعیت به حقیقت میرسد. بنابراین اگر واقعیت را ندانیم و زوایای پنهانش را نشناسیم رسیدن به حقیقت غیرممکن است. امروز و در شرایط کنونی، ساختن فیلم و سریالی که دغدغههای مردم را نشان دهد یک وظیفه است، یک وظیفه جدی و سنگین. مهم است که هنرمند تأثیر کاری که انجام میدهد را بداند. امروز سریالهای ترکیهای همه جا را گرفتهاند. سریالهای آنها علاوهبر آنکه هیچ نکته و درسی ندارد، ارزشهای اخلاقی را هم به راحتی زیر پا میگذارد. ما حواسمان پرت شد و از ساختن سریالهای خوب و با ارزش و مردمی جا ماندیم و ترکیه برایمان سریال ساخت. دوباره باید به مسیر اصلی برگردیم.
مشکل کجاست که همیشه باید حسرت کارهای نکرده و مسیرهای نرفته را بخوریم؟!
امروز، حقیقت در سینمای ما وجود ندارد اما میخواهیم به آن برسیم. زمانیکه ما بچه بودیم از قالیچه حضرت سلیمان حکایتها تعریف میکردند. کمی که گذشت قالیچه به هواپیما تبدیل شد. بنابراین آنچه در رویا و خیال آدمیان حضور داشت به واقعیت مبدل شد. در مورد سینما هم وضع همین است. وقتی ما به حقیقت میرسیم، حقیقت به واقعیت همان روزگار تبدیل میشود. هیچ چیز ثابت نیست و نمیشود قطعا گفت: ما رسیدهایم. حتی اگر کسی به خودش اجازه داد بگوید ما رسیدهایم، میشود از او پرسید: به چه چیزی رسیدهاید؟ در جهانی به این عظمت با سالها تلاش به حقیقت منظومه شمسی هم نرسیدهاند. حالا فرض کنید به این نقطه برسیم، آنوقت تازه میفهمیم منظومه شمسی بخش بسیار کوچکی از جهان است. جهان درحال زایش است.
ما باید دوباره از خودمان بپرسیم ما به چه چیزی رسیدهایم. داشتههای ما در مقابل حقیقت واقعی ناچیز هستند. من نمیخواهم بگویم حرکت به سمت دانستن و پیش رفتن بد است. نه اتفاقا خیلی هم خوب است اما شناخت ما در خیلی از موارد به ضرر ما تمام شد. اگر در زمینههای علمی پیشرفت کردهایم با استفاده از بخشی از این پیشرفتها اسید و گلوله هم ساخته شد. بمب و موشک هم از همین طریق ساخته شد. ساختههای دست ما آدمیان، هم بشر را از بین برد و هم موجودات دیگر عالم را نابود کرد.
سینما در این بین چه نقشی دارد؟ سینمای دغدغهمندی که دغدغهاش انسان باشد و جهان ساختن و برساختن؟
علم سینما هم همین است که گفتم. در وجود ما آدمها دو نیرو وجود دارد یکی اهریمنی و دیگری اهورایی. کسی که دنبال علم رفت تا موشک و بمب بسازد نتوانسته نیروی اهریمنی وجودش را به بند بکشد. پس اهریمنی بر چنین فردی پیروز شد. بنابراین وقتی میبیند این همه آدم از بین میروند لذت میبرد. از سوی دیگر گروهی از دانشمندان سالها روی میکروبها و ویروسها کار میکنند تا بشر را از بیماری نجات دهند. دو گروه تحصیلکرده تمام عالم را تحتتأثیر قرار دادهاند. یکی نابودگر است و دیگری سازنده.
در چندوقت اخیر به خیابان رفتهاید تا ببینید شهر چه شکلی است و مردم چه حال و هوایی دارند؟
وقتی من روزنامه را میخوانم و میبینم یک پزشک با برادرزادهاش که دانشجوی رشته پزشکی است روی صورت پزشکی دیگر اسید میپاشد حالم خراب میشود. ممکن است در خیابان چنین صحنهای را نبینم اما خبری که در روزنامه منتشر شده واقعیت دارد. آن خبر حس و حال جامعه را هویدا میکند. ایکاش میتوانستم صورتم را با گریم یا چیزی شبیه آن، تغییر دهم و به خیابان بروم. آن موقع من، جمشید مشایخی نبودم و شناختن جامعه برایم کار راحتتری بود. وقتی به خیابان میرفتم چون کسی مرا نمیشناخت نه فقط آنچه برخی از مردم دوست دارند وجود داشته باشد را بلکه تمام آنچه بود را میدیدم. الان آنها مرا میشناسند. یا از من خوششان میآید یا مرا دوست ندارند. عکسالعملی که آنها در مقابل من از خود نشان میدهند واقعی نیست.
بهنظرتان چرا وضع جامعه ما این شکلی است؟ چرا باید با شنیدن این خبرها حالمان خراب شود؟
همیشه گفتهام آن بخش از جوانهایی که امروز مرتکب خطا میشوند معتاد و آدمکش و بیآبرو به دنیا نیامدهاند. مقدمات این بدشگونی از خانه شروع میشود و کمکم پا را فراتر میگذارد و میافتد درون جان جامعه. تمام اتفاقات در ابتدای زندگی و در جایی که آن را محیط خانواده مینامیم شکل میگیرد. حرکت پدر و مادر با هم و با بچه آینده را شکل میدهد.
بعد نوبت به مدرسه میرسد؛ روزگاری که من بچه محصل بودم، معلم برای من و همسن و سالانم مثل پدر بود. اما الان اتفاقاتی افتاده که من از گفتنش شرم دارم! زمان ما معلم پدر بود، مادر بود، دلیل اصلی همه اتفاقات بدی که میشنویم آن است که عشقها از بین رفتهاند. وقتی عشق در جامعه وجود نداشته باشد باید هم وضع و روزگار بر وقف مراد نباشد. همانطورکه حضرت مولانا میفرماید: «همچو شمع از شرر عشق گدازان بودن / عشق دردی است که هم درد بود دایه او» وحضرت حافظ میگوید: «من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان/ قال و مقال عالمی میکشم از برای تو» من هم میگویم عشق خالق تمام داشتههاست. این یعنی تنها راه عالم برای ساختن عشق است. عشق رفاقت و بودن و ماندن را به بار میآورد.
از فوتبال چه خبر. همیشه شنیدهایم آقای مشایخی از مشتاقان بازی فوتبال هستند. هنوز هم مشتاقید؟
بعضیوقتها پسرم برنامه نود را میبیند و من هم کنارش مینشینم. نود را میبینم چون فردوسیپور بهنظرم مودب و آقاست. گاهی اوقات هم با او بد صحبت میکنند اما عادل فردوسیپور در کمال ادب و احترام پاسخشان را میدهد.
شما دوران جوانی را طی کردهاید و با این وجود در خلال این گفتوگو مدام از جوانها صحبت کردید. به نظرتان جوانها دنبال چه چیزی هستند؟
آن چیزی که برای جوانها مهم است، آینده است. آنها میخواهند شغلی که دوست دارند را داشته باشند. میخواهند حرفهای که دوست دارند را بهدست بیاورند. آنها میخواهند امیدوار بمانند، ایکاش بمانند.
فعالیتها و آثار
سینما
* چک (۱۳۹۰)
* جرم (۱۳۸۹)
* سیزده ۵۹ (۱۳۸۹)
* زمهریر (۱۳۸۸)
* یک گزارش واقعی (۱۳۸۷)
* نسکافه داغ داغ (۱۳۸۵)
* این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
* یک بوس کوچولو (۱۳۸۴)
* پل سیزدهم (۱۳۸۳)
* بله برون (۱۳۸۲)
* شمعی در باد (۱۳۸۲)
* آبادان (۱۳۸۱)
* بانوی من (۱۳۸۱)
* چشمان سیاه (۱۳۸۱)
* خانهای روی آب (۱۳۸۰)
* کاغذ بیخط (۱۳۸۰)
* بادامهای تلخ (۱۳۷۶)
* طهران روزگار نو (۱۳۷۸)
* کمیته مجازات (۱۳۷۷)
* تنها (۱۳۷۶)
* حریف دل (۱۳۷۵)
* اعاده امنیت (۱۳۷۴)
* سلام به انتظار (۱۳۷۴)
* اشک و لبخند (۱۳۷۳)
* بیقرار (۱۳۷۳)
* حالا چه شود! (۱۳۷۳)
* راه افتخار (۱۳۷۳)
* روز واقعه (۱۳۷۳)
* کوسهها (۱۳۷۳)
* مجازات (۱۳۷۳)
* آلما (۱۳۷۱)
* دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱)
* شکوه بازگشت (۱۳۷۱)
* ماه عسل (۱۳۷۱)
* خانواده کوچک ما (۱۳۷۰)
* دندان طلا (۱۳۷۰)
* راز چشمه سرخ (۱۳۷۰)
* چون ابر در بهاران (۱۳۶۹)
* گالان (۱۳۶۹)
* ملک خاتون (۱۳۶۹)
* دخترک کنار مرداب (۱۳۶۸)
* رانده شده (۱۳۶۸)
* سرب (۱۳۶۷)
* شاخههای بید (۱۳۶۷)
* تحفهها (۱۳۶۶)
* سایههای غم (۱۳۶۶)
* سیمرغ (۱۳۶۶)
* مکافات (۱۳۶۶)
* تصویر آخر (۱۳۶۵)
* حریم مهرورزی (۱۳۶۵)
* سراب (۱۳۶۵)
* طلسم (۱۳۶۵)
* ملاقات (۱۳۶۵)
* آوار (۱۳۶۴)
* پدربزرگ (۱۳۶۴)
* ستاره دنبالهدار (۱۳۶۴)
* گردباد (۱۳۶۴)
* گمشده (۱۳۶۴)
* پیراک (۱۳۶۳)
* گلهای داوودی (۱۳۶۳)
* تفنگدار (۱۳۶۲)
* خانه عنکبوت (۱۳۶۲)
* کمالالملک (۱۳۶۲)
* دادا (۱۳۶۱)
* گفت هرسه نفرشان (۱۳۵۹)
* سوتهدلان (۱۳۵۶)
* شارلوت به بازارچه میآید (۱۳۵۶)
* ماهیها در خاک میمیرند (۱۳۵۶)
* بتشکن (۱۳۵۵)
* ماه عسل (۱۳۵۵)
* ذبیح (۱۳۵۴)
* صدای صحرا (۱۳۵۴)
* آب (۱۳۵۳)
* شازده احتجاب (۱۳۵۳)
* بیحجاب (۱۳۵۲)
* نفرین (۱۳۵۲)
* آبنبات چوبی (۱۳۵۱)
* اتل متل توتوله (۱۳۵۱)
* باشرفها (۱۳۵۱)
* پدر که ناخلف افتد (۱۳۵۱)
* چشمه (۱۳۵۱)
* مطرب (۱۳۵۱)
* آسمون بیستاره (۱۳۵۰)
* پل (۱۳۵۰)
* سه تا جاهل (۱۳۵۰)
* شکار انسان (۱۳۵۰)
* فریاد (۱۳۵۰)
* مردان خشن
* پسر زایندهرود (۱۳۴۹)
* جوانی هم عالمی دارد (۱۳۴۹)
* طلوع (۱۳۴۹)
* قیصر (۱۳۴۸)
* گاو (۱۳۴۸)
* خشت و آینه (۱۳۴۴)
تلویزیون
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۹۳ | همه چیز آنجاست | بازیگر | شهرام شاهحسینی | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۳ | راه شیری | بازیگر | گروه کارگردانان | شبکه ۲ تولید این مجموعه، از سال ۱۳۸۷ آغاز شد. |
| ۱۳۹۲-۱۳۹۳ | تلهفیلم «به من نگو قراضه» | بازیگر | محسن یوسفی | شبکه ۱ |
| ۱۳۹۲-۱۳۹۳ | نیلیتر از مهتاب | بازیگر | محسن یوسفی | شبکه ۳ |
| ۱۳۹۱ | تلهفیلم «اولین باران پائیزی» | بازیگر | افسانه منادی | |
| ۱۳۹۰ | تلهفیلم «مأموریت غیر ممکن» | بازیگر | جواد رجبزاده | |
| ۱۳۸۹ | ستایش | بازیگر | سعید سلطانی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۹ | تبریز در مه | بازیگر | محمدرضا ورزی | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۸ | تلهفیلم «غریبهها» | بازیگر مهمان (حضور افتخاری) |
یزدان فتوحی | |
| ۱۳۸۷ | پنهان، اما آشکار | بازیگر | سیدمحسن یوسفی | |
| ۱۳۸۵ | آخرین گناه | بازیگر | حسین سهیلیزاده | در رمضان ۱۳۸۵ از شبکه ۲ پخش شد. |
| ۱۳۸۴ | بوی گلهای وحشی | بازیگر | حسینعلی لیالستانی | در سال ۱۳۸۵ از شبکه ۲ پخش شد. |
| ۱۳۸۴ | عشق گمشده | بازیگر | حسین سهیلیزاده | |
| ۱۳۸۳-۱۳۸۴ | پیلههای پرواز | بازیگر | حسین سهیلیزاده | |
| ۱۳۸۲ | مهمانپذیر طوبی | بازیگر مهمان | منوچهر پوراحمد | در نوروز ۱۳۸۳ از شبکه ۱ پخش شد. |
| ۱۳۸۱-۱۳۸۲ | ثارالله | بازیگر | شهریار بحرانی | در نقش «هانی بن عروه» سریالی درباره امام حسین (ع) که ساخت آن نیمه تمام رها شد. |
| ۱۳۸۱ | بدون شرح | بازیگر مهمان | مهدی مظلومی | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۸-۱۳۸۱ | روشنتر از خاموشی | بازیگر | حسن فتحی | |
| ۱۳۸۰ | هفت گنج | بازیگر | مسعود رشیدی | شبکه ۲ |
| ۱۳۷۹ | طلوع | بازیگر | حسین شهابی | محصول شبکه یک و سیمای مرکز کیش |
| ۱۳۷۹ | سیمای پنهان آب | مجری | عباس حمیدیان | |
| ۱۳۷۸ | مادر | بازیگر | مسعود فروتن | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۸ | شبزدگان | بازیگر | امیرحسین قهرایی | شبکه تهران |
| ۱۳۷۷ | راه سوم | بازیگر | قاسم جعفری | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۴-۱۳۷۶ | پهلوانان نمیمیرند | بازیگر | حسن فتحی | کارگردان تلویزیونی: «بیژن صمصامی» |
| ۱۳۷۵-۱۳۷۶ | بازگشت به خانه | بازیگر | مسعود نوابی | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۵ | بهشت گمشده | بازیگر | کامران قدکچیان | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۴ | عیاران | بازیگر | کاظم بلوچی | |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار | بازیگر | کریم آتشی | |
| ۱۳۷۳ | هدف گمشده | بازیگر | یوسف سیدمهدوی | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۲-۱۳۷۳ | باغ گیلاس | بازیگر | مجید بهشتی | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۲ | سنگ و شیشه | بازیگر | جمشید حیدری | شبکه ۲ |
| ۱۳۷۲ | تاریخ روابط ایران و انگلیس | بازیگر | مرتضی جعفری | شبکه ۱ |
| ۱۳۷۱ | بیا تا گل برافشانیم | بازیگر | خسرو ملکان | |
| ۱۳۷۰ | امام علی | بازیگر | داود میرباقری | |
| ۱۳۶۹ | پیک سحر | بازیگر | خسرو ملکان | شبکه ۱ |
| ۱۳۶۸-۱۳۶۹ | میهمان | بازیگر | خسرو ملکان | |
| ۱۳۶۸ | چراغ خانه | بازیگر | منوچهر پوراحمد | شبکه ۱ |
| ۱۳۶۶-۱۳۶۸ | با سلسله حکمت | بازیگر | اکبر خواجویی سیروس مقدم مرتضی جعفری |
شبکه ۱ |
| ۱۳۵۸-۱۳۶۶ | هزاردستان | بازیگر | علی حاتمی | در نقش «رضا خوشنویس/ تفنگچی» |
| ۱۳۶۴ | پاییز صحرا | بازیگر | اسدالله نیکنژاد | در نقش «آقای کاظمی» - شبکه ۱ |
| ۱۳۵۶ | مستنطق | بازیگر | عباس جوانمرد شاپور قریب |
نمایش داده نشد. |
| ۱۳۵۶ | طلاق | بازیگر | مسعود اسداللهی | |
| ۱۳۵۴ | سلطان صاحبقران | بازیگر | علی حاتمی | این سریال در ۱۳ قسمت و بصورت سیاه سفید، برای نخستین بار از «۱۵ آبان ۱۳۵۴» و برای بار دوم، از «۷ تیرماه ۱۳۵۶» پخش شد. |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | گذر خلیل دهمرده | بازیگر | محمود استادمحمد | پخش این سریال از دوشنبه «۶ خرداد ۱۳۵۳» به جای سریال «خانه به دوش» (مراد برقی) آغاز شد و در ۱۳ قسمت روی آنتن رفت. |
| ۱۳۵۲-۱۳۵۳ | داستانهای مولوی | بازیگر | علی حاتمی | در نوروز ۱۳۵۳، در ۶ قسمت از تلویزیون پخش شد. |
| ۱۳۵۲ | تلهفیلم «پردهبرداری» | بازیگر | پرویز تائیدی | نویسنده: «رسودی سان سکوندو» |
| ۱۳۴۴ | تلهتئاتر «گاو» | بازیگر | جعفر والی | نسخه سینمایی آن در سال ۱۳۴۸، بر اساس داستان چهارم کتاب «عزاداران بیل» اثر «غلامحسین ساعدی»، توسط «داریوش مهرجویی» ساخته شد. |
| ۱۳۴۴ | تلهتئاتر «کلبهای در جنگل» | بازیگر | رکنالدین خسروی | نویسنده: «روپرت بروک» «اسماعیل محرابی»، «گلی مقتدر»، «منوچهر فرید» ، «جمیله شیخی» و «اسماعیل داورفر» هم در این نمایش تلویزیونی بازی کرده بودند. |
| ۱۳۴۲ | تلهتئاتر «افعی طلایی» | بازیگر | عباس جوانمرد | نویسنده: «علی نصیریان» |
| ۱۳۴۱ | تلهتئاتر «آتشکده» | بازیگر | علی نصیریان | «فرزانه تائیدی» و «مهین شهابی» هم در این نمایش تلویزیونی بازی کرده بودند. |
| ۱۳۴۱ | تلهتئاتر «اسب سفید» | بازیگر | رکنالدین خسروی | در نقش یکی از سرداران مغول |
| ۱۳۴۰ | تلهتئاتر «مزرعههای سبز» | بازیگر | رکنالدین خسروی | «اسماعیل داورفر»، «فخری خوروش»، «فرزانه تائیدی» و «محمدعلی کشاورز» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۳۹ | تلهتئاتر «منطقه جنگی» | بازیگر | عباس جوانمرد | نویسنده: «یوجین اونیل» |
| ۱۳۳۹ | تلهتئاتر «بعد از سی سال» | بازیگر | علی نصیریان | در مرداد ۱۳۳۹ پخش شد و در آن «جمیله شیخی» ، «جمشید لایق»، «اسماعیل شنگله»، «علی نصیریان» و «پرویز کاردان» هم بازی کرده بودند. |
گرد آوری:بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
از بازیگران بیشتر بدانید
محمدعلی کشاورز
زمینه فعالیت : بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر
تولد : ۲۶ فروردین ۱۳۰۹
محله سیچون٬ اصفهان
ملیت : ایرانی
سالهای فعالیت : ۱۳۴۳
مدرک تحصیلی : فارغالتحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک
محمدعلی کشاورز (زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۰۹ اصفهان) بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ایران است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.
زندگینامه
او در شهر اصفهان، محلۀ سیچان (سیچون) به دنیا آمد و فرزند دوم خانوادۀ «کشاورز» است. خاندان وی اصالتاً از گرجستان بوده که در زمان شاه عباس به ایران آمده و مسلمان شدهاند. نام خانوادگی قبلی او اصلانی بودهاست. وی فارغالتحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک است. او از فارغ التحصیلان رشته نقشه برداری نیز می باشد و مجریگری برخی برنامههای مربوط به نقشهبرداری در صدا و سیما به عهدهی ایشان بوده است.
فعالیت هنریاش را از سال ۱۳۳۹ با حضور در نمایش «ویولنساز کرهمونا» آغاز کرد و سپس با ایفای نقش در نمایشهایی همچون «آنتیگون»، «آندورا»، «ادیپوس شهریار»، «بازی استریندبرگ»، «دایی وانیا»، «عاشق مترسک»، «لبخند باشکوه آقای گیل» و شماری دیگر به بازیگری حرفهای در تئاتر بدل شد. او در سال ۱۳۵۲ از همسرش جدا شد، بعد از آن هم دیگر ازدواج نکرد. حاصل آن ازدواج، دختری بهنام نلی است.
مجموعههای تلویزیونی
در سال ۱۳۴۷ به تلویزیون رفت و کارگردانی هنری قسمتهایی از سریال «خانه قمر خانم» را به عهده گرفت. کشاورز در سریالهای تلویزیونی زیادی همچون دایی جان ناپلئون، «آتش بدون دود»، «هزاردستان»، «سربداران»، «سلطان و شبان»، «گرگها»، «پدرسالار» و ... به نقش آفرینی پرداخته است.
فیلمهای سینمایی
او برای نخستین بار در سال ۱۳۴۳ با فیلم شب قوزی ساخته فرخ غفاری بازیگری سینما را نیز تجربه کرد و تاکنون در ۴۷ فیلم سینمایی ایفای نقش کردهاست. از جمله کارهای او:
رگبار، خشت و آینه، برزخیها، کمال الملک، مردی که موش شد، کفشهای میرزا نوروز، مادر، جستجو در جزیره، ناصرالدین شاه آکتور سینما، دلشدگان، آقای بخشدار، زیر درختان زیتون، روز واقعه و کمیته مجازات.
افتخاراتی که محمدعلی کشاورز کسب کرده است
کشاورز برای بازی در فیلم مادر ساختۀ علی حاتمی نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.
گفتوگویی با محمدعلی کشاورز:
صحبت درباره افرادی که از آنها کلی خاطره خوب داریم، کار دشواری است و در این مواقع همیشه نگرانیم که نتوانیم حق مطلب را ادا کنیم. یکی از این افراد محمدعلی کشاورز است که با بازیهای دلنشینش، خاطرههای خوبی را برایمان رقم زده است.
او چند سالی است بهعلت بیماری در خانه بستری است
بیشتر این صحبت، حکایت از سلامت و بیماری، کار و زندگی، و بویژه تنهاییهای این بازیگر نامدار و ارزشمندی است که اغلب او را با بازی در سریالها و فیلمهای متعدد همچون هزاردستان و پدرسالار به یاد داریم. مصاحبه با او را بخوانید:
*اگر ممکن است کمی درباره بیماریتان که در این سالها شما را گرفتار کرده است، صحبت کنیم.
حدود ۳ سال پیش مرداد ماه بود که یک شب از خواب بیدار شدم و حال خوبی نداشتم. احساس کردم سرم گیج میرود. میخواستم از تختم پایین بیایم که یکمرتبه از روی تخت افتادم و پایم از چند نقطه شکست. همسایگانم متوجه صدا شدند و من را به بیمارستان رساندند. از همان جا دیگر مشکل من شروع شد. به هر حال وقتی آدم پا به سن میگذارد، باید منتظر چنین اتفاقهایی باشد.
*در این سالها بیشتر تحتنظر فیزیوتراپ هستید؟
بله، تقریبا هفتهای چند روز فیزیوتراپ به منزلم میآید و من را درمان میکند. خوشبختانه کمی بهتر شدهام اما مسلما دیگر پای گذشته را نخواهم داشت.
*این خانهنشینی چقدر در روحیه شما تاثیر گذاشته است؟
طبیعتا خیلی تاثیر مثبتی نداشته چون در زمانی که خیلی هم دور نیست، به راحتی میتوانستم بیرون بروم و کارهایم را انجام دهم اما الان نزدیک ۳ سال است که بیشتر در خانه هستم و مجبورم این خلوت ناخواسته را تحمل کنم.
*شما تنها زندگی میکنید؛ درست است؟
بله، من فقط یک دختر به نام نلی دارم که در بروکسل زندگی میکند. گاهی خواهر یا برادرهایم به من سر میزنند. البته دوستان و همکاران قدیمیام هم من را تنها نمیگذارند.
*از دخترتان هم خبر دارید؟
بله، ایشان نقاش و هنرمند است. تا به حال در بروکسل نمایشگاههای زیادی برگزار کرده است و حالا هم مدیر یک موسسه هنری است. امیدوارم برای عید نوروز به ایران بیاید تا بتوانیم یکدیگر را ببینیم.
*همسرتان کجا هستند؟
من و همسرم سال ۱۳۵۲ از هم جدا شدیم. بعد از آن هم دیگر ازدواج نکردم و ترجیح دادم تنها باشم.
*علت جداییتان چه بود؟
وقتی برای ادامه تحصیل و گرفتن فوقلیسانس به انگلیس رفتم، ایشان تقاضای طلاق کردند. به هر حال قسمت ما هم این بود.
*این روزها بهترین دوست شما کیست؟
من دوست خوب زیاد دارم اما کسی که خیلی مهربان و به قول معروف با معرفت است و سعی میکند هر روز به من سر بزند، اسماعیل شنگله است. او تا به امروز زحمت زیادی برای من کشیده است.
*راستی هنوز هم در خانهتان تلویزیون ندارید؟
نه، چون تلویزیون نگاه نمیکنم. سال ۱۳۴۹ یک تلویزیون خریدم که الان مثل یک جنس آنتیک در گوشهای از خانهام خاک میخورد.
*حوصلهتان سر نمیرود یا حداقل دوست ندارید اخبار را پیگیری کنید یا فوتبال تماشا کنید؟
نه، چرا سر برود؟ چون من زمان زیادی برای خواندن کتاب پیدا میکنم. از جوانی کتاب خواندن را دوست داشتم و اگر قرار بود نقشی را بازی یا تئاتری را کارگردانی کنم، حتما کتابهای مختلفی در موردش میخواندم تا با اطلاعات بیشتری بتوانم این کار را انجام دهم.
*بیشتر چه کتابهایی میخوانید؟
بیشتر سعی میکنم کتابهای تاریخی و فلسفی بخوانم چون ناگفتههای زیادی در این زمینهها وجود دارد. البته خواندن کتابهای عرفانی را هم پیشنهاد میکنم چون عرفان چگونه زندگی کردن و عشقورزیدن را به شما میآموزد.
*دلتان برای بازی تنگ نشده است؟
راستش را بخواهید نه، چون دنیای هنر دیگر مثل سالهایی که ما آن را تجربه کردیم، نیست. امروزه ارزش و اعتباری برای هنر و هنرمند وجود ندارد و بازیگران جوان هم میخواهند ره صد ساله را یکشبه طی کنند که این کار در دنیای هنر محال است. کسی که این کار را میکند، خیلی زود هم سقوط میکند برای همین خیلی دلتنگ بازیگری نیستم.
*در میان هزار رنگی که در دفتر هنریتان ثبت کردید، کدامیک بیشتر به دل خودتان نشسته است؟
سوال سختی پرسیدید چون من برای ایفای همه نقشهایم زحمت کشیدم و با بیمیلی سراغ آنها نرفتم؛ از نقش پدر سالار گرفته تا شعبون بیمخ و..
*آقای کشاورز! وقتی یکی از همکاران یا دوستان قدیمیتان از دنیا میرود چه احساسی پیدا میکنید؟ چون امثال آنها را دیگر نخواهیم داشت؟
کاملا با شما موافقم، مثلا جای مرتضی احمدی یا حمید سمندریان که یکی از بهترین دوستان من بود، دیگر پر نخواهد شد. متاسفانه باید بگویم بیماری سرطان باعث از بین رفتن بیشتر آنها شد و امیدوارم هر چه زودتر این بیماری از بین برود چون جوانهای زیادی هم بر اثر این بیماری از بین رفتهاند.
*اگر بخواهید یک توصیه برای اینکه حال روانیمان خوب شود و کمتر تنش و اضطراب داشته باشیم بکنید، چه خواهید گفت؟
به نظرم تنها توصیهای که میتوان کرد این است که با خود و اطرافیانتان صادق باشید و هرگز دروغ نگویید چون اگر راستی و صداقت در زندگی از بین برود، پایههای خوبی و مهربانی هم فرو میریزد و زندگی به یک جهنم واقعی تبدیل خواهد شد.
*از گذشتههای خیلی دور چه چیزهایی را بیشتر به خاطر دارید؟
پدر و مادرم را خوب به یاد دارم؛ از شاهنامهخوانی مادرم گرفته تا جمع کردن اهالی محل بهوسیله پدرم برای حل و فصل مسائل روستایمان. آخر پدرم کدخدای روستایمان بودند و برای همین خانه ما همیشه پر از آدمهای مختلف بود. یادش به خیر آن روزها چقدر زود گذشت.
*راستی کتابی هم اخیرا درباره شما به چاپ رسیده، درست است؟
بله، کتابی است به نام «دلشده» که شاهین امین آن را گردآوری کرده و بیشتر خاطرات من در آن ثبت شده است.
*میتوانید محمدعلی کشاورز را در یک جمله تعریف کنید؟
عاشق مردم و کشورم هستم و همیشه سعی کردهام درست و با ایمان زندگی کنم.
فیلم های محمدعلی کشاورز
سینما
| سال | نام | سمت | کارگردان |
|---|---|---|---|
| ۱۳۸۱ | به من نگاه کن | بازیگر | شهرام اسدی |
| ۱۳۷۹ | انتظار | بازیگر | محمد نوریزاد |
| ۱۳۷۸ | تهران روزگار نو | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۷۷ | کمیته مجازات | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۷۷ | لژیون | بازیگر | سید ضیاءالدین دری |
| ۱۳۷۵ | روزی که خواستگار آمد | بازیگر | فریال بهزاد |
| ۱۳۷۴ | دام | بازیگر | جلال مهربان |
| ۱۳۷۴ | سلام به انتظار | بازیگر | کریم آتشی |
| ۱۳۷۴ | غزال | بازیگر | مجتبی راعی |
| ۱۳۷۳ | روز واقعه | بازیگر | شهرام اسدی |
| ۱۳۷۳ | نگاهی دیگر | بازیگر | حسین مختاری |
| ۱۳۷۲ | زیر درختان زیتون | بازیگر | عباس کیارستمی |
| ۱۳۷۱ | چهارشنبه عزیز | بازیگر | حمید تمجیدی |
| ۱۳۷۱ | خسوف | بازیگر | رسول ملاقلیپور |
| ۱۳۷۱ | یک مرد، یک خرس | بازیگر | مسعود جعفری جوزانی |
| ۱۳۷۱ | آقای بخشدار | بازیگر | خسرو معصومی |
| ۱۳۷۰ | دلشدگان | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۷۰ | ناصرالدینشاه آکتور سینما | بازیگر | محسن مخملباف |
| ۱۳۶۹ | جستجو در جزیره | بازیگر | مهدی صباغزاده |
| ۱۳۶۸ | پول خارجی | بازیگر | رخشان بنی اعتماد |
| ۱۳۶۸ | جستجوگر | بازیگر | محمد متوسلانی |
| ۱۳۶۸ | گل سرخ | بازیگر | حمید تمجیدی |
| ۱۳۶۸ | مادر | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۶۶ | جعفرخان از فرنگ برگشته | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۶۶ | جمیل | بازیگر | احمد بخشی |
| ۱۳۶۴ | ستاره دنبالهدار | بازیگر | سیروس کاشانی نژاد |
| ۱۳۶۴ | کفشهای میرزا نوروز | بازیگر | محمد متوسلانی |
| ۱۳۶۴ | مردی که موش شد | بازیگر | احمد بخشی |
| ۱۳۶۳ | طائل | بازیگر | محمد عقیلی |
| ۱۳۶۲ | کمالالملک | بازیگر | علی حاتمی |
| ۱۳۶۱ | برزخی ها | بازیگر | ایرج قادری |
| ۱۳۶۰ | دست شیطان | بازیگر | حسین زندباف |
| ۱۳۶۰ | گرداب | بازیگر | حسین دوانی |
| ۱۳۵۷ | کاروانها | بازیگر | جیمز فارگو |
| ۱۳۵۶ | این گروه محکومین | بازیگر | داریوش فرهنگ |
| ۱۳۵۵ | شام آخر | بازیگر | شهریار قنبری |
| ۱۳۵۵ | شطرنج باد | بازیگر | محمدرضا اصلانی |
| ۱۳۵۵ | وقتی که آسمان بشکافد | بازیگر | فتح الله منوچهری |
| ۱۳۵۲ | خورشید در مرداب | بازیگر | محمد صفار |
| ۱۳۵۲ | قصه ماهان | بازیگر | جواد طاهری |
| ۱۳۵۱ | رگبار | بازیگر | بهرام بیضایی |
| ۱۳۵۱ | صادق کرده | بازیگر | ناصر تقوایی |
| ۱۳۴۹ | آقای هالو | بازیگر | داریوش مهرجویی |
| ۱۳۴۴ | خشت و آینه | بازیگر | ابراهیم گلستان |
| ۱۳۴۴ | زمزمه محبت | بازیگر | امیر شروان |
| ۱۳۴۳ | شب قوزی | بازیگر | فرخ غفاری |
تلویزیون
| سال | نام | سمت | کارگردان | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| ۱۳۸۷ | تلهتئاتر «آدم خوابش میگیره» | بازیگر | محمد یعقوبی | شبکه ۴ / نویسنده: «علی نصیریان» |
| ۱۳۸۶-۱۳۸۷ | پاتوق | بازیگر مهمان | شاهین باباپور | شبکه ۱ |
| ۱۳۸۲-۱۳۸۶ | چهل سرباز | بازیگر | محمد نوریزاد | شبکه ۲ |
| ۱۳۸۵ | راه شب | بازیگر | داریوش فرهنگ | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۳ | رسم شیدایی | بازیگر | اکبر خواجویی | در نقش «سالار» |
| ۱۳۸۳ | بوی غریب پاییز | بازیگر | مجتبی یاسینی | |
| ۱۳۸۳ | خانهای در تاریکی | بازیگر | سعید سلطانی | |
| ۱۳۸۲ | این سه نفر | بازیگر | اصغر توسلی | شبکه ۳ |
| ۱۳۸۱-۱۳۸۲ | ثارالله | بازیگر | شهریار بحرانی | در نقش «معاویه» سریالی درباره امام حسین (ع) که ساخت آن نیمه تمام ماند. |
| ۱۳۸۱-۱۳۸۲ | مزرعه آفتابگردان | بازیگر | فریدون حسنپور | |
| ۱۳۷۸-۱۳۸۱ | روشنتر از خاموشی | بازیگر | حسن فتحی | |
| ۱۳۸۰-۱۳۸۱ | حجربن عدی | بازیگر | تاجبخش فنائیان | |
| ۱۳۸۰-۱۳۸۱ | سیب ترش | بازیگر | خسرو معصومی | |
| ۱۳۸۱ | فرستاده | بازیگر | جواد شمقدری | در نقش «امیرالحاج» (حاکم مکه) |
| ۱۳۷۴-۱۳۸۰ | خورشید شب | بازیگر | سیروس مقدم فریبرز صالح |
در نقش «میرفندرسکی» - شبکه ۲ |
| ۱۳۸۰ | جوانی | بازیگر | سعید سلطانی | |
| ۱۳۷۸-۱۳۷۹ | قصههای رودخانه | بازیگر | کمال تبریزی | محصول مشترک تلویزیون ایران و مالزی |
| ۱۳۷۸ | ایستگاه | بازیگر | منوچهر عسگرینسب | شبکه ۲ |
| ۱۳۷۷-۱۳۷۸ | بگذار آفتاب برآید | بازیگر | حسین مختاری | شبکه ۳ |
| ؟ | مجموعه تلویزیونی «تئاتر ملل» | بازیگر | محمد رحمانیان | اواخر دهه هفتاد پخش میشد. |
| ۱۳۷۸ | سالهای خاکستری | بازیگر | محمدرضا ورزی | |
| ۱۳۷۵-۱۳۷۷ | قصهها | بازیگر | محمدرضا اعلامی | |
| ۱۳۷۶ | کهنهسوار | بازیگر | اکبر خواجویی | شبکه ۳ |
| ۱۳۷۵ | شب و مه | بازیگر | احمد بخشی | شبکه ۲ |
| ۱۳۷۵ | خانه به خانه | بازیگر | کیانوش عیاری | |
| ۱۳۷۴-۱۳۷۵ | وکلای جوان | بازیگر | بهرام کاظمی | |
| ۱۳۷۴ | تلهتئاتر «غروب روزهای آخر پاییز» | بازیگر | محمد رحمانیان | |
| ۱۳۷۴ | تازیانه بر باد | بازیگر | اکبر صادقی | محصولی از «سیمافیلم» که در ۱۰ قسمت پخش شد. |
| ۱۳۷۲-۱۳۷۳ | پدرسالار | بازیگر | اکبر خواجویی | در نقش «اسدالله» شبکه ۲ |
| ۱۳۷۱ | گزارش، نقطه صفر | بازیگر | محسن شاهمحمدی | شبکه ۱ |
| ۱۳۶۵-۱۳۶۶ | گرگها | بازیگر | داود میرباقری | در نقش «قاضی» |
| ۱۳۵۸-۱۳۶۶ | هزاردستان | بازیگر | علی حاتمی | در نقش «شعبون استخونی» |
| ۱۳۶۴ | تلهتئاتر «دست بالای دست» | بازیگر | اسماعیل شنگله | کارگردان تلویزیونی: «مهوش جزایری» |
| ۱۳۶۳-۱۳۶۴ | مستند «نقشه» | راوی | ؟ | کاری از گروه اقتصاد سیما |
| ۱۳۶۳ | سربداران | بازیگر | محمدعلی نجفی | در نقش «خواجه قشیری» |
| ۱۳۶۰-۱۳۶۳ | افسانهٔ سلطان و شبان | بازیگر | داریوش فرهنگ | در نقش «خوابگزار اعظم» - شبکه ۱ |
| ۱۳۵۶ | تلهتئاتر «مهتابی برای محرومین» | بازیگر | سعید نیکپور | «فخری خوروش» و «فیروز بهجتمحمدی» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۵۴-۱۳۵۵ | آلاخون والاخون | کارگردان | محمدعلی کشاورز | نویسنده: «منوچهر محجوبی» یک اصفهانی برای پیدا کردن کار به تهران میآید و در این شهر با مسائل و مشکلات فراوانی روبرو میشود که غالباً مضمونی کمیک و خنده آور دارد. |
| ۱۳۵۴ | داییجان ناپلئون | بازیگر | ناصر تقوایی | در نقش «دایی جان سرهنگ» اولین بار در سال ۱۳۵۵ پخش شد. |
| ۱۳۵۴ | آتش بدون دود | بازیگر | نادر ابراهیمی | |
| ۱۳۵۳ | تلهتئاتر «گربه سیاه» | بازیگر | ؟ | «فرزانه تائیدی» هم در آن بازی کرده بود. |
| ۱۳۵۲ | تلهتئاتر «دوزخ» | بازیگر | پری صابری | نویسنده: «ژان-پل سارتر» «فخری خوروش»، «جمیله شیخی» و «عباس یوسفیانی» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۵۱ | تلهتئاتر «بختک» | کارگردان | محمدعلی کشاورز | نویسنده: «محمد صنعتی» «مهین شهابی» در این نمایش تلویزیونی هنرنمایی کرده بود. |
| ۱۳۴۷ | خانه قمرخانم | کارگردان | محمدعلی کشاورز فخری خوروش سهراب اخوان محسن هرندی برهان آزاد |
پخش این سریال از مهر ماه سال ۱۳۴۸ آغاز شد و آخرین قسمت آن، شب چهارشنبه ۱۴ مهر ماه ۱۳۵۰ به نمایش درآمد. |
| ۱۳۴۲ | تلهتئاتر «در جزیرهای غریب» | بازیگر | ؟ | «داوود رشیدی»، «عباس مغفوریان»، «فرزانه تائیدی» و «منوچهر فرید» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۴۰ | تلهتئاتر «تابستان طولانی» | بازیگر | ؟ | «علی نصیریان»، «پوران رجبی پور»، «جمیله شیخی» و «فرزانه تائیدی»، هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۴۰ | تلهتئاتر «مزرعههای سبز» | بازیگر | رکنالدین خسروی | «فخری خوروش»، «جمشید مشایخی»، «اسماعیل داورفر» و «فرزانه تائیدی» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۴۰ | تلهتئاتر «شیدوش و ناهید» | بازیگر | علی نصیریان | نویسنده: «ابوالحسن فروغی» در شهریور ۱۳۴۰ پخش شد و «علی نصیریان» و «عزتالله انتظامی» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۳۹ | تلهتئاتر «شام خصوصی» | بازیگر | علی نصیریان | نویسنده: «ایو شاتلین» «علی نصیریان» و «نصرت پرتوی» هم در آن بازی کرده بودند. |
| ۱۳۳۹ | تلهتئاتر «ویلای یوکا» | بازیگر | عباس جوانمرد | نویسنده: «ایزابل شرایبر» در آبان ۱۳۳۹ پخش شد و در آن «علی نصیریان»، «اسماعیل داورفر»، «عزت الله انتظامی»، «ایرج تاجبخش»، «جمیله شیخی»، «عباس جوانمرد»، «عباس امجدی» و «جمشید لایق» هم بازی کرده بودند. |
| ۱۳۳۹ | تلهتئاتر «خانه اجارهای» | بازیگر | عزتالله انتظامی | در شهریور ۱۳۳۹ پخش شد و در آن «عزتالله انتظامی»، «علی آزاد» «علی نصیریان»، «جعفر والی» و «عزت پریان» هم بازی کرده بودند. |
|
|
تصاویر محمد علی کشاورز
محمد علی کشاورز
تصاویر محمد علی کشاورز
محمد علی کشاورز
گرد آوری: بخش سرگرمی بیتوته
منابع:
sara.jamejamonline
irwikipedia.org
از بازیگران بیشتر بدانید